عبادت - بازيافتن خود واقعى
در ورقه هاى يادداشت قرآن و انسان نمرهء 14 اشاره كرديم كه ( 1 ) . . .
ايضاً همان ورقه ها .
عبادت ، ذكر خدا ، خلوت براى بازيافتن خود
مكرر گفتهايم كه عبادت براى ذكر خداست . در ورقه هاى روح ، خود واقعى و خود خيالى گفتهايم كه انسان تنها با ياد خداست كه خود واقعى خويش را مىيابد . عليهذا عبادت خلوت كردن از خلق است براى به خود آمدن و خود را در پرتو ياد خدا بازيافتن . هرچه توجه به دنياست ، از خود رفتن و بىخود شدن است و هرچه توجه به بيرون است ( نه به منظور مطالبه ، بلكه به عنوان يك شيفته و غرق شده ) از خود بىخود شدن است و از هوش رفتن است و از خود بيرون رفتن و با خود بيگانه شدن است ، و عبادتْ خلوت براى به خود آمدن است .
عبادت پايگاه و مركزى است كه در آنجا انسان مقام و موقع واقعى خويش را باز مىشناسد .
اينشتين در كتاب دنيايى كه من مىبينم ( 2 ) ( ص 57 ) دربارهء مذهب به شكل سوم كه خود آن را « احساس مذهبى آفرينش يا وجود » مىنامد ، مىگويد :
در اين مذهب ، فرد به كوچكى آمال و هدفهاى بشر پى مىبرد و عظمت و جلالى را كه در ماوراى امور و پديده ها در طبيعت و افكار تظاهر مىنمايد حس مىنمايد . او وجود خود را يك نوع زندان مىپندارد ، چنان كه مىخواهد از قفس تن پرواز كند و تمام هستى را يكباره به عنوان يك حقيقت واحد دريابد .
هامش
( 1 ) [ در نسخهء اصل دستنويس به همين صورت است . ]
( 2 ) رجوع شود به ورقه هاى حقيقت عبادت و دعا .