تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 192

مساهمون:

ص١٩٢
مىكند . تفكر ، تماشاى حقيقت است اما نيايش شركت در حيات حقيقت است : در نيايش از وظيفهء جستجوى كليتى كه گام آهسته كرده است ( كذا ) دست برمىدارد و از انديشه برتر و بالاتر مىرود و خود حقيقت و واقعيت را تسخير مىكند تا آگاهانه در زندگى آن شركت جويد . در اين گفته هيچ سرّ و معمايى وجود ندارد . نيايش به عنوان وسيلهء اشراق نفسانى ، عملى حياتى و متعارفى است كه به وسيلهء آن جزيرهء كوچك شخصيت ما وضع خود را در كل بزرگترى از حيات اكتشاف مىكند . 5 . رجوع شود به ورقهء نظر دانشمندان دربارهء دين ، سخن اريك فروم . 6 . احياى فكر دينى ، صفحهء 105 : ويليام جيمز مىگويد : چنان محتمل به نظر مىرسد كه با همهء مخالفتهاى علم ، افراد بشر تا پايان زمان به نماز و نيايش ادامه دهند مگر آنكه طبيعت عقلى و فكرى چنان تغييرى پيدا كند كه هيچ يك از دانسته هاى ما نتواند ما را به قبول آن رهبرى كند . انگيزهء نيايش نتيجهء ضرورى اين امر است كه در عين آنكه درونى ترين قسمت از خودهاى اختيارى و عملى هركس خودى از نوع اجتماعى است ، با وجود اين ، مصاحب كامل خويش را تنها در جهان انديشه مىتواند پيدا كند . . . اغلب مردم خواه به صورت پيوسته خواه تصادفى ، در دل خود به آن رجوع مىكنند . حقيرترين فرد بر روى زمين با اين توجه عالى ، خود را واقعى و با ارزش احساس مىكند . . . . احتمال دارد كه مردمان از لحاظ درجهء تأثيرپذيرى از احساس يك ناظر درونى در وجودشان با يكديگر اختلاف داشته باشند . براى بعضى از مردم بيش از بعضى ديگر اين
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 192 | مرتضى مطهرى