تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 439

مساهمون:

ص٤٣٩
وجود وقتى خوب بود كه دائم و پايدار بود ، اما با ناپايدارى ، نيستى از آن به است . اين گونه شروط براى هستى در مقابل نيستى قابل تصور نيست . اما مسأله تفاوتها و تبعيضها : تفاوتها و تبعيضها : اين توهم ناشى از سه جهت است : اول اينكه عدالت را با تساوى مساوى دانسته‌اند و حال آنكه عدالت « اعطاء كل ذى حق حقه » مىباشد . دوم اينكه خيال كرده‌اند امكان و قابليتى در كار نيست ، اشياء از كتم عدم به وجود مىآيند و حال آنكه هر موجودى در هر مرحله كه هست در شرايط خاص به وجود مىآيد و استحقاق غير آنچه دارد ندارد . سوم اينكه خيال مىكنند كه معنى ايجاد اين است كه ذات را ذات كند . مثلًا خيال كرده‌اند همان طورى كه يك چوب را گاهى راست مىكنيم و گاهى كج ، همينطور يكى را انسان كرده‌اند و ديگرى را حيوان يعنى چيزى كه مىتوانسته است هم انسان باشد و هم حيوان ، در يك جا حيوان و در جاى ديگر انسان شده است . آنوقت حيوان اعتراض مىكند كه چرا مرا حيوان كردى و او را انسان ؟ چنين فرض مىكند كه شخصيت و منش او به هر حال محفوظ است ، همين شخصيت و هذيّت مىتوانست حيوان باشد و مىتوانست انسان باشد ، چرا حيوان شد ؟ نظير اينكه شخص اعتراض مىكند : چرا من پست بالاتر را ندارم ؟ زيرا واقعاً ممكن بود كه او خودش خودش باشد و پست بالاتر را هم داشته باشد . اشتباه همين جاست . رجوع شود به اشعار ميرسيد على برقعى قمى و اشعار سيد ناصر حجت نجف آبادى در كتاب اسرار خلقت . در باب تبعيض و تفاوت ( 1 ) مطلب ديگرى هست و آن اينكه بسط و توسعه و كمال خلقت در تفاوت است . مَثَل خلقت از اين نظر مَثَل يك تابلو است كه تابلو بودنش به اين است كه روشنى و تاريكى ،
هامش
( 1 ) و البته همانطور كه در ورقه هاى « عدل » گفته‌ايم تبعيض غير از تفاوت است . در خلقت ، اختلاف و تفاوت و كثرت كه ناشى از مراتب وجود و از نظام علت ومعلول است وجود دارد اما تبعيض وجود ندارد .