گسترش و زوال محتوا و شكل انديشه ها مفهومى تاريخى دارد كه براساس ضرورتهاى عينى مطرح مىشود .
اما اينها قابل جمع است .
2 . در صفحه 16 - 17 تصوف را به سه دوره تقسيم مىكند :
تصوف توكل و تسليم كه مربوط به دوره اموى است و تصوف عصيان و طغيان دوره عباسى و تصوف تقيه دوره مغول ، و آنگاه غزالى و سعدى و شمس تبريزى را نماينده اين تصوف مىداند - غزالى در سال 505 درگذشته است .
صفحه 19 : مستشرقين از قبيل ماسينيون ، ارنالدز ، ماكس هورتن ، لويى كارده را مغرض مىشمارد و در صفحه 18 محققين به اصطلاح ايده آليست را كه او را عالم ربانى دانستهاند تخطئه مىكند .
صفحه 20 : از پطروشفسكى به عنوان يك محقق پيشرو تعجب مىكند كه چرا دچار اشتباه شده درباره حلاج .
صفحه 22 : تناقض با صفحه 20 راجع به مذهب نداشتن حلاج .
در صفحه 22 آثار حلاج را عبارت مىداند از اشعار عربى ، طاسين الازل ، ديوان فارسى .
صفحه 23 : اشعار حلاج را ( عربى ) به سه دوره تقسيم مىكند :
الف . دوره عرفان ب . دوره ترديد ج . دوره طغيان و الحاد اما به چه دليل و مدركى ؟ به هيچ دليل .
صفحه 46 : قيام زنج ( و صفحه 40 قيام مقنّع ) صفحه 51 : نهضت قرمطيان صفحه 54 : اخوان الصفا را قرمطى مىخواند .
صفحه 58 : به پطروشفسكى حمله مىكند كه نهضت قرمطى را از
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 305
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٣٠٥