اطمينان به نسل يكى از حوايج طبيعى بشر است . ثانياً خود مرد و زن هرچند حداكثر استفاده شهوى را نمىبرند اما از حداكثر عواطف صميمانه نسبت به يكديگر بهره مند خواهند شد . ثالثاً در اثر صميمت زن و شوهر فرزندان با پدران و مادران و با يكديگر صميمى خواهند شد .
2 . زندگى خانوادگى در اسلام تأسيس بنيان اتحاد است و در فرنگى تأسيس يك دفتر شركت .
3 . قانون و عدالت براساس بيگانگى است و عواطف كه قانون بردار نيست براساس يگانگى است . ديگر اينكه در اجتماع بزرگ قانون و عدالت ركن است ، در اجتماع منزلى وحدت و صميميت . در زندگى فرنگى عواطف زن و شوهر از قبيل عواطف دو شريك است . اسلام بزرگترين توفيقها را در اتحاد خانوادگى پيدا كرده ( 1 ) 4 . پاره اى مشكلات است كه قانون قادر به حل آنها نيست :
شود آسان به عشق كارى چند
كه بود نزد عقل بس دشوار
منطقه عدالت قانونى غير از منطقه عواطف است . منطقه عقل غير از منطقه عشق و محبت است . از محبت تلخها شيرين شود .
مشكلات خانوادگى را قانون نمىتواند حل كند ، وحدت و صميميت فقط مىتواند حل كند بر خلاف مشكلات اجتماع بزرگ .
شكستن حصار خانوادگى در غرب و غربى مآبى ، احترامات ديپلماسى در غرب ميان زن و شوهر مثل سفره دهاتى و سفره شهرى ، ژست محبت در زندگى غربى ، قصه سرهنگى كه نامه به زنش نوشت ، قصه نريمان و فاروق .
گر پرخط و خالت شد دلم عيبم مكن . . . [ خانه در زندگى غربى ] ، مركز رفع خستگى و دفتر شركت اقتصادى نه روحى .
هامش
( 1 ) وضع حقوق متساوى و متشابه نمىتواند اين وحدت را تأمين كند ، [ اسلام به ] تدابير قانونى بر اصول فطرى قائل است .