تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 153

مساهمون:

ص١٥٣
حرم اخشورش ( خشايارشا ) اين حدس را تأييد مىكند . از اين ورقه در چاپهاى بعد از سوم [ كتاب مسأله حجاب ] استفاده شود . تاريخ تمدن ويل دورانت ، جلد 10 ، صفحه 233 مىگويد : . . . داشتن متعه بلامانع بود . اين متعه ها مانند معشوقه هاى يونانى آزاد بودند كه در ميان مردم ظاهر و در ضيافت مردان حاضر شوند . اما زنان قانونى معمولًا در اندرون خانه نگهدارى مىشدند . اين رسم ديرين ايرانى به اسلام منتقل شد . در صحيح بخارى ، جلد 8 ، صفحه 62 حديثى هست مشعر بر اينكه زنان ايرانى سر و سينه را باز مىگذاشته‌اند . شايد در مورد كنيزان بوده است و اين تبعيض از روح طبقاتى ايرانى ناشى مىشده است . ( رجوع شود به ورقه « زن - حجاب زنها ، غلام بارگى در ايران قديم » ) .

حجاب - نظر چارلى چاپلين راجع به عريانىها

مجله هفتگى . . . نامه اى از چارلى چاپلين به دخترش ژرالدين كه در پاريس هنرپيشه بوده نقل كرده است . در آن نامه او را خيلى توصيه مىكند كه مغرور زر و زيور و محبوبيت نشود ، توجهى به بينوايان داشته باشد . در اواخر آن نامه مىنويسد : كار تو بس دشوار است ، اين را مىدانم . به روى صحنه جز يك تكه اى از حرير نازك چيزى بدن تو را نمىپوشاند . به خاطر هنر مىتوان لخت و عريان به روى صحنه رفت ( اين هم فتواى