ارزش و اصالت قائلند و براى معرفت و عبادت و معنويات خاص دينى جنبهء مقدّمى قائلند ، در عين حال پيامبران را حامل رسالت الهى مىدانند . اينها نقطهء مقابل دستهء دوم هستند .
د . ديد گروهى كه به نوعى ثنويت قائلند و به دو هدف مستقل براى انبيا كه هيچ كدام مقدمهء ديگرى نيست قائلند . مىگويند پيغمبران براى دو هدف مستقل آمدهاند و دوكارهاند .
ه . ديد گروهى كه به يك هدف اصلى و كلى ناشى از فطرت و آفرينش قائلند و آن اتصال دو سر حلقهء هستى است ، ولى معتقدند كه كمالات اخلاقى و فضايل اجتماعى فى حد ذاته كمال و سعادت انسان مىباشند و همان كمال و سعادتها شرط رسيدن به كمال نهايى است . به عبارت ديگر : راه خدا و آخرت از دنيا مىگذرد و به عبارت بهتر : ارزشهاى اخلاقى و اجتماعى ، اخلاق خدايى هستند * ( تخلَّقوا باخلاق الله ) * . اخلاق عالى از قبيل عدالت ، كرامت ، جود ، عفو ، اخلاق خدايى است و خداگونگى است و لهذا اگر فرضاً از معرفة الله هم منفك شود و جحودى در كار نباشد در آخرت مفيد واقع مىشود ، آنچنانكه در مورد حاتم و غيره گفته شده است .
2 . اكنون نوبت آن است كه بدانيم نقش انبيا در تحولات تاريخى چگونه نقشى بوده است ؟ اين مطلب مربوط است به بخش فوايد و آثار اجتماعى دين .
در اينجا از آنچه ويل دورانت در كتاب درسهاى تاريخ بخش مربوط به دين گفته است به علاوهء مطالب ديگر در اين زمينه [ استفاده مىشود ] و اين بحث ضمناً زمينه اى است براى بحث « آيندهء دين و مذهب » :
الف . يارى در تعليم و تربيت . ويل دورانت در درسهاى تاريخ ، صفحهء 55 مىگويد :
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 48
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٤٨