آزادى نبودن مانع براى آن اوضاع و شرايط اجتماعى است كه وجود آنها در تمدن امروز لازمهء خوشبختى فرد است ( هرلدلسكى - آزادى و حيثيت انسانى ، ص 94 ) و گاهى مىگويند : آزادى نبودن مانع در راه نمو و تكامل و تجلى شخصيت آدمى است .
25 . مسألهء لزوم اختلاف و تنوع كه از شرايط كمال و پيشرفت است و در صورت قالبى بودن ، افكار فاسد مىشود ( رجوع شود به كتاب آزادى و حيثيت انسانى ، صفحه 49 و . . . ، ايضاً ورقه هاى « احياى تفكر اسلامى » راجع به اينكه يكى از اصول تفكر اسلامى سعهء مشرب و نظر است . ) 26 . تكيه بر روى آزادى فردى در اروپا به حد افراط ، عكس العمل اختناقهاى سياسى و مذهبى بود ، ولى بعداً [ با ] پيدايش مسلكهاى اجتماعى و سياسى نظير كمونيسم و سوسياليسم كه براى خود رسالتى بشرى قائل بودند بار ديگر تضاد آزادى فردى با پيشرفت اجتماعى روشن شد و مسألهء قدرت دولت مطرح شد ( ر . ك :
نمرهء 28 ) .
27 . ما بايد بدانيم اگر رسالتى بشرى داريم تا چه اندازه مىتوانيم متكى بر بلوغ بشريت و بر تبليغ منطقى باشيم . شايد روزى برسد كه بشر آن اندازه بالغ شود ، ولى هنوز نرسيده است .
28 . عطف به نمرهء 26 اين همه تكيه بر روى آزادى فردى و اينكه آزادى فرد را هيچ چيز جز آزادى افراد ديگر محدود نمىكند ( حتى مصالح خود فرد و مصالح جامعه ) عكس العمل اختناقهاى سياسى و مذهبى اروپا بود و اين همه پس از انقلاب كبير فرانسه به اين شكل مطرح شد و يك عكس العمل افراطى بود كه منجر به بى تفاوتى افراد نسبت به سرنوشت و مصالح جامعه و بشريت شد مسألهء مسؤوليتها ، تعهدها ، ارزشهاى انسانى به كلى فراموش شد ولى بعدها با پيدايش مكتبهايى نظير سوسياليسم ، كمونيسم ، اگزيستانسياليسم بار ديگر به تعهدها و مسؤوليتها در مقابل مصالح بشريت توجه شد و معلوم شد تنها اصل مقدس بشريت اصل آزادى
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 318
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٣١٨