مأمون 13 . مسألهء تعصب و تساهل و آزادى عقيده و اينكه تساهل از شرايط پيدايش تمدن است 14 . داستان يكى از مهوّدهء عرب با على عليه السلام : ايها المدعى ما لايعلم و المقلد ما لايفهم انا السائل فاجب . آن حضرت پس از مشاهدهء ناراحتى اصحاب فرمود : * ( دعوه و لاتعجلوه فان الطيش لاتقوم به حجج الله و لا به تظهر براهين الله . ) * ثم التفت الى الرجل و قال له : * ( سل بكل لسانك و ما فى جوانحك فانى اجيبك . . . ) * 15 . آزادى بيان از شؤون آزادى فكر است .
16 . اسلام مرتد را خصوصاً مرتد فطرى را جايزالقتل مىداند .
چگونه اين مطلب با آزادى عقيده سازگار است ؟ اين ظاهراً از شؤون حكومت اسلامى است ، يعنى از آن جهت است كه اسلام يك حكومت است و اجتماع به نوبهء خود مصالحى دارد . آنجا كه حكومت اسلامى نيست چنين حكمى هم نيست .
17 . در اعلاميهء جهانى حقوق بشر مطرح شده كه آموزش ابتدايى مىتواند اجبارى باشد . در مورد آموزش نهايى چون عملى نيست ، گفته نشده است .
18 . آزادى عقيده شامل آزادى در تغيير مذهب و در ارتداد هست ، شامل آزادى در تبليغ عقيدهء دينى هم هست ، شامل آزادى در انجام مراسم دينى هم هست .
19 . آيا جهادى به عنوان مبارزه با خرافات مىتواند وجود داشته باشد يا نه ؟ اگر مىتواند ، آيا حتماً بايد براساس منطق باشد يا به هر وسيله اى بايد متوسل شد ؟ خصوصاً باتوجه به اينكه غالباً خرافات تكيه گاه اعتقادى رژيمها و نظامهاى فاسد است ( ر . ك :
شمارهء 11 ) 20 . مىگويند بشر بايد آزاد باشد تا با نيروى انتخاب خودش
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 316
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٣١٦