شهامتها براى آزادى خواهى و [ از ] خودگذشتگىها و اينكه آنها آزادى را از هر چيزى عزيزتر مىدانند ذكر مىكنند ، مردم را توجه مىدهند به مجسمه هاى فداكارى در ميدانها و به تاريخ انقلابها و مقاومتها .
نوعاً مجله هاى ما و روزنامه نويسهاى ما از دستهء اول مىباشند . آقاى راشد در سخنرانيهاى « مايه هاى فرهنگ يك ملت » در جلد 16 و در عموم سخنرانيهايش از دستهء دوم ، و آقاى مهندس بازرگان در سخنرانى « خداپرستى و افكار روز » و غيره جزء دستهء سوم مىباشند . براى درك منطق دستهء سوم بايد تاريخ قرون جديد و متأخر خوانده شود .
درحقيقت مىتوان گفت كه دستهء اول دعوت به فساد مىكنند و دستهء دوم دعوت به صلاح مىكنند ولى چيزى شبيه به طفره است و دعوت دستهء سوم تقليد صحيح و تبعيت صحيح و واقعى و مشروع مىباشد .
اساساً چندى است مخصوصاً بعد از دو خطابهء اخير آقاى تقى زاده در باشگاه مهرگان راجع به اخذ تمدن خارجى در نيمهء دوم سال 39 ، موضوع اخذ تمدن خارجى تاحدى به صورت جدىتر موضوع روز شده و بايد ديد معناى اخذ تمدن خارجى چيست و روح تمدن و سرّ موفقيت اروپايى چيست ؟ ( رجوع شود به دفتر 41 ، شمارهء 101 ) .
بعضى از فضلاى ! ! ما كه سالها در اروپا به سر مىبرند و يا با خرج و پول اين مردم سالها براى مطالعه به آنجا مىروند ، به جاى آنكه مردم را به روح اصلى تمدن غربى آشنا كنند هرچند وقت يك بار در بعضى مجلات افاضاتى ! مىفرمايند به اينكه مثلًا فلان كلمه آيا صحيح است با ذال نوشته شود يا با زاء ، و آيا فلان كلمه را خوب است با واو بنويسيم و يا بدون واو ، و اينها همانها هستند كه به تعليمات قديمى عيب مىگرفتند كه بىفايده است و مردم را به حقيقت زندگى آشنا نمىكند .
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 251
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٢٥١