از قضا تاريخ در قرآن اولًا براى عبرت و درس است نه براى قصه و حكايت ، و ثانياً قرآن هرگز به ذكر بناها و آثار صنعتى تمدن نمىپردازد ، به زر و زيورها نيز نمىپردازد ، به دو چيز مىپردازد : يكى زندگانيهاى باامنيت و سعادتمندانه و خوش ، و يكى ديگر به روحيه هاى حرّ و آزاد و مؤمن و مقاوم . ولى هيچ كدام از مناديان فرنگ را نديديم كه روحيه هاى حرّ و آزاد جديد را به مردم معرفى كنند .
رجوع شود به كتاب تسخير تمدن فرنگى تأليف دكتر سيد فخرالدين شادمان .
در مسألهء اخذ تمدن ، مسألهء عمده اين است كه در عين استفاده ، استقلال فكرى و سازمان روحى حفظ بشود . اينكه بعضى مانند نهرو حتى لباس هندى را حفظ كردهاند براى اين است كه استقلال فكرىشان محفوظ بماند . چرا انگلستان شعارهاى قديمى را حفظ مىكند ؟ چون تا شعار حفظ نشود ، روح و معنى و استقلال فكرى محفوظ نمىماند . شعار به منزلهء پوسته است و استقلال فكرى به منزلهء هسته . لهذا مىفرمايد : * ( لاتلبسوا ملابس اعدائى و لاتأكلوا مآكل اعدائى فتكونوا اعدائى . ) * ناظر به جنبهء شعارهاست و بايد مخالفت به عنوان حفظ استقلال فكرى باشد ( رجوع شود به ورقهء « استقلال فكرى - فكر » ) .
تمدن - هدف تمدن چيست ؟
رجوع شود به ورقه هاى « دنيا و تمدن ، هدف تمدن » ، بحث نسبتاً خوبى در اين زمينه شده است . ايضاً مقالهء 28 از سلسله مقالات سيرى در نهج البلاغه .
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 252
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٢٥٢