مىروند اما درواقع دور مىشوند . براى جمله هاى ماركس رجوع شود به كتاب ماركس و ماركسيسم ، صفحهء 284 .
7 . در تفسير سورهء حمد ، صفحهء 3 « الله » را به نحو مبهم تعريف مىكند كه با نفس تكامل هم قابل تطبيق است . در صفحهء 14 از تفسير سورهء بقره كه بعداً خواهيم گفت ، معنى « الله » خوب روشن مىشود .
ايندو بايد به يكديگر ضميمه شود تا مقصود روشن گردد .
8 . در تفسير سورهء بقره ، صفحهء 1 برداشتى از حروف مقطَّعه دارد كه لااقل مىتوان آن را هم برداشتى تلقى كرد ، ولى تأويلات و توجيهاتى دارد كه به هيچ شكل برداشت تلقى نمىشود .
9 . ص 4 ( تفسير بقره ) : ايمان به غيب يعنى ايمان به غيب انقلاب .
10 . صفحهء 5 : نماز ، پيوستگى حزب توحيد ( رجوع شود ، در حدود نيم صفحه ، ايضاً رجوع شود به صفحهء 68 ) .
11 . ص 6 : انفاق براى گذار از مرحلهء غيب انقلاب به مرحلهء شهادت انقلاب است .
12 . ص 6 : ايمان به آخرت يعنى ايمان به نظام برتر و مرحلهء شهادت انقلاب .
13 . ص 7 و 8 : مفهوم جاودانگى به نحوى تفسير شده كه همان جاودانگى تز در سنتز را مىرساند نه جاودانگى فردى « * ( هم فيها خالدون ) * » ، يعنى هر فرد خود را در نظام تكاملى اخلاق جاودانه مىسازد ( رجوع شود به ماركس و ماركسيسم ) . پس جاودانگى كفار چه معنى و مفهومى دارد ؟
14 . ص 10 : تفسير عذاب عظيم به قرينهء « * ( لهم ) * » به عذاب در همين دنيا .
15 . ص 11 : تفسير مؤمن به انقلابى ( و قهراً مستضعف ) و تفسير منافق به گروهى از مستضعفين كه آلت دست كافريناند و تفسير
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 223
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٢٢٣