آن درخت ، سيبى به من داد و خوردم . از اين سيب ، نطفهاى توليد شد كه پس از بازگشت به زمين با همسرم خديجه در آميختم و او را به فاطمه باردار شد . اكنون هر گاه اشتياق بهشت پيدا مىكنم ، دخترم را مىبوسم و چون او را مىبوسم ، بوى درخت طوبى را استشمام مىكنم ، بنا بر اين فاطمه ، انسانى است حوروش ! از ابن عباس روايت شده است كه : « طوبى » درختى است در خانهء على و شاخههاى آن در خانههاى مؤمنين است . همين مضمون را ابو بصير از امام صادق ( ع ) روايت كرده است .
از موسى بن جعفر ( ع ) نقل شده كه وى به نقل از پدرانش فرمود : از پيامبر در بارهء « طوبى » سؤال شد ، فرمود : درختى است كه اصل آن در خانهء من و شاخههاى آن در خانههاى اهل بهشت است . سپس بار ديگر از حضرتش سؤال كردند ، فرمود : اصل آن در خانهء على است . علت را سؤال كردند . فرمود : خانهء من و على در بهشت ، در يك مكان است .
وَ حُسْنُ مَآبٍ
: و براى آنها محلى نيكوست كه بسوى آن باز مىگردند .
نظم آيات :
ابو مسلم گويد : وجه اتصال
« اللَّهُ يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ يَشاءُ . . . »
به ما قبل اين است كه :
پيمان شكنى آنان براى حب رياست و رغبت نسبت بدنياست . به اين مطلب در آيهء پيش ، اشاره شد . در اين آيهء ، براى فرو نشاندن شعلهء رغبت و هوس ايشان ، مىگويد : كليد روزى بدست خداست . به آنهايى كه مصلحت بداند روزى فراوان مىدهد و باز بر طبق همين مصلحت ، روزى مردمى را باندازهء كفاف قرار مىدهد و نه بيشتر .
از آنجا كه به بدى فرجام كار مردم كافر اشاره شده بود ، بدنبال آن در پيرامون خواهشهاى ابلهانهء آنها نسبت به نزول آيات و معجزات و نينديشيدن آنها در بارهء آيات و معجزاتى كه بر پيامبر گرامى نازل شده ، اشاره كرد و فرمود :
« وَ يَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَوْ لا . . . »
و بخاطر اينكه آنها درخواست مىكردند كه عذاب خداوند زودتر نازل گردد ، فرمود :
« قُلْ إِنَّ اللَّهَ يُضِلُّ مَنْ يَشاءُ . . . »
يعنى : هر كه را بخواهد بدون مهلت ، هلاك مىسازد و