تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 283

مساهمون:

ص٢٨٣
أَنَّ لَهُمُ النَّارَ
: در محل نصب به « جرم » برخى گويند : در محل رفع است . يعنى « وجب لهم النار » .
لِتُبَيِّنَ لَهُمُ
: به تقدير « ان » و در محل نصب .
وَ هُدىً وَ رَحْمَةً
: عطف بر آن .

مقصود :

وَ لَوْ يُؤاخِذُ اللَّهُ النَّاسَ بِظُلْمِهِمْ ما تَرَكَ عَلَيْها مِنْ دَابَّةٍ
: اگر خداوند كفار و گنهكاران را در دنيا مؤاخذه مىكرد و كيفر آنها را به دنيا مىانداخت ، احدى از آنها را بر روى زمين باقى نمىگذاشت . در اينجا مقصود از « عليها » « على الارض » است ، با اينكه نامى از « ارض » بميان نيامده است . علت اين است كه : كلام بر آن دلالت مىكند ، زيرا علم داريم به اينكه مردم بر روى زمين زندگى مىكنند . نظير اين مطلب ، در محاورات عرب ، بسيار است .
وَ لكِنْ يُؤَخِّرُهُمْ إِلى أَجَلٍ مُسَمًّى
: ولى آنها را تا وقتى معين - يعنى روز قيامت - به تأخير مىاندازد . برخى گويند : مهلت آنها تا وقتى است كه خدا مىداند و بس و آن هنگامى است كه به مقتضاى علم خداوند ، ديگر كسى از نسل آنها اهل ايمان نباشد . علت تأخير ، اين است كه به منظور تفضل ، آنها را مهلت مىدهد ، تا توبه كنند ، يا اينكه مصلحتى ديگر در آن است . پيروان مكتب عدل الهى ، اختلاف دارند در اينكه كسى كه از حالش معلوم است كه ايمان نمىآورد ، آيا جايز است او را نابود كرد يا نه ؟ برخى گويند : جايز است ، زيرا تكليف ، تفضل است ، بنا بر اين باقى گذاردن واجب نيست . قول ابو هاشم و سيد مرتضى ( ره ) همين است . ديگران گويند : جايز نيست و بايد او را باقى گذاشت . قول بلخى و جبائى همين است . لكن آنها در دليل اين گفتار ، اختلاف كرده‌اند . ابو على گويد : نابود كردن او مفسده است . و بلخى گويد باقى گذاشتن او به صلاح نزديكتر است . شيخ مفيد ( ره ) نيز همين معنى را برگزيده است . سدى و عكرمه گويند : معناى آيه اين است : اگر خداوند آنها را بگناهانشان
ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 283 | الشيخ الطبرسي / ستوده / سيد هاشم رسولي محلاتى