يعنى : ستايشى كه بقاى آن اندك است و روزى سرزنش روزگار را واجب مىسازد ، نمىخواهم .
جؤار : بكمك خواندن با صداى بلند . مىگويند : « جار الثور » يعنى گاو صداى خود را از گرسنگى بلند كرد . اعشى گويد :
و ما ايبلى على هيكل * بناه و صلب فيه و صارا
يراوح من صلوات المليك * طوراً سجوداً و طوراً جؤاراً
يعنى : آنچه كه راهب بر هيكل - كه جاى مخصوصى است در صدر كليسا - بنا كرده و در آن صليب به كار برده و صورتهاى نقش كرده ، از درود فرشتگان ، گاه سجده مىكند و گاه استغاثه .
بايد دانست كه كلماتى كه بر صورت دلالت دارند ، بر وزن فعال و فعيل آيند مثل « صراخ ، بكاء ، عويل و صغير » لكن فُعال بيشتر است .
اعراب :
اثنين : تأكيد براى الهين . مثل
« إِلهٌ واحِدٌ »
.
واصب : حال .
ما بِكُمْ
: « ما » موصول و « بكم » صلهء آن است . « ما » مبتدا و خبر آن
« فَمِنَ اللَّهِ »
به تقدير « فهو من اللَّه » است ، بنا بر اين بر سر خبر موصول « فاء » در آمده .
مقصود :
قبلا در بارهء دلايل قدرت و خداوندى خود سخن گفت . اكنون بر يكتايى خود آگاه ساخته ، مىفرمايد :
وَ قالَ اللَّهُ لا تَتَّخِذُوا إِلهَيْنِ اثْنَيْنِ
: خداوند فرمود : خداى ديگرى در عبادت ، شريك خدا قرار ندهيد ، كه اين كار شرك در عبادت است و كسى جز او سزاوار پرستش نيست .
كلمهء « اثنين » را در اينجا به منظور تأكيد آورده است . مثل « فعلت ذلك لامرين اثنين » يعنى اين كار را براى دو منظور - آرى دو منظور - بجاى آوردم . برخى گويند :