آنها و الا پايه و سقفى در كار نيست . يعنى نيرنگ آنها را از ريشه ، تباه كرد و ضرر آن را بخودشان باز گردانيد .
اين وجه به سخن عرب ، لا يقتر است ، چنان كه مىگويند : « اتى فلان من مأمنه » يعنى : از جهتى كه فلان كس در امان بود ، گرفتار هلاك شد . علت اينكه : خداوند ، آمدن را به خود نسبت داده ، اين است كه : پايههاى زندگى آنها را خودش تخريب كرده است .
فَخَرَّ عَلَيْهِمُ السَّقْفُ مِنْ فَوْقِهِمْ
: و سقف ، از بالاى سر ، بر ايشان فرو ريخت .
بديهى است كه سقف ، بر بالاى سر است . منظور از اين تعبير ، يكى از چند وجه است :
1 - منظور تأكيد است . مثل : بپايم رفتم و بزبانم تكلم كردم .
2 - منظور اين است كه : آنها در زير سقف بودند ، زيرا انسان گاه مىگويد :
خانهام بر سرم ويران شد ، با اينكه خودش در زير خانه نمانده است .
3 - ممكن است « على » به معناى « عن » باشد . يعنى از ناحيه كفر و انكارشان بود كه سقف بر سرشان خراب شد . چنان كه گويند : فلانى از دواى خود شكايت كرد . شاعر گويد :
« ارمى عليها و هى فرع اجمع »
يعنى از آن تيرها كه نشكافته بودند ، تيراندازى كرد . ( يعنى عنها ) بنا بر اين اگر
« مِنْ فَوْقِهِمْ »
را ذكر نمىكرد ، ممكن بود كسى تصور كند كه سقف ويران شده است و آنها در زير سقف نبودهاند . عرب در چنين مواردى « على » را در شر و امر ناگوار استعمال مىكند .
وَ أَتاهُمُ الْعَذابُ مِنْ حَيْثُ لا يَشْعُرُونَ
: و عذاب استيصال و پريشانى از ناحيهاى دامنگير ايشان شد كه نمىدانستند . زيرا آنها گمان مىكردند كه بر حق هستند و منتظر عذاب نبودند ، چنان كه مىگويد :
« فَأَتاهُمُ اللَّهُ مِنْ حَيْثُ لَمْ يَحْتَسِبُوا »
( حشر 2 :
عذاب خدا از جايى كه گمان نمىكردند ، بر ايشان نازل شد ) .
ثُمَّ يَوْمَ الْقِيامَةِ يُخْزِيهِمْ
: آن گاه در روز قيامت ، آنها را ميان مردم ذليل و مفتضح و دچار عذاب خواهد كرد و به همين عذاب دنيوى ايشان اكتفاء نمىكند .
وَ يَقُولُ أَيْنَ شُرَكائِيَ الَّذِينَ كُنْتُمْ تُشَاقُّونَ فِيهِمْ
: و از راه سرزنش و سركوفت ،