زير آن به كار رفته است .
شقاق : خلاف . « تشاقون » يعنى مخالفت مىكنيد و بر كنار هستيد . به كسى كه از طاعت امام و جماعت مسلمانان خارج شود ، گويند : « شق عصا المؤمنين » يعنى از آنها كنارهگيرى كرد و با آنها هماهنگ نشد . اين كلمه از « شق » به معناى نصف گرفته شده است .
اعراب :
ما ذا أَنْزَلَ
: « ما » مبتدا و « ذا » به معناى « الذى » خبر است .
اساطير : مرفوع است ، بنا بر اينكه پاسخ سؤال باشد . يعنى « و اذا قيل لهم هذا القول » بنا بر اين نايب فاعل مصدر است ، نه جمله ، زيرا جمله ، نكره است و نايب فاعل ممكن است ضمير باشد و ضمير نكره نيست ، بلكه از همهء معارف ، معرفهتر است .
وَ مِنْ أَوْزارِ
: « من » زايده است . سيبويه گويد : تقدير آن « و اوزاراً من اوزار . . . » مىباشد .
ما يَزِرُونَ
: در محل رفع است كه « ساء » به معناى « بئس » است .
ظالِمِي أَنْفُسِهِمْ
: منصوب و حال است .
مقصود :
اكنون خداوند ، پرده از روى احوال و اقوال مشركين برداشته ، مىفرمايد :
وَ إِذا قِيلَ لَهُمْ ما ذا أَنْزَلَ رَبُّكُمْ قالُوا أَساطِيرُ الْأَوَّلِينَ
: هر گاه بمشركين قريش گفته شود : خداوند بر محمد ص چه نازل كرده است ؟ پاسخ مىدهند : داستانهايى دروغ در بارهء گذشتگان ! اين معنى از ابن عباس و ديگران است .
به روايتى اين آيه ، در بارهء شانزده نفرى كه راههاى مكه را در موسم حج ، قسمت كرده بودند ، تا مردم را از ايمان به جناب پيامبر بازدارند ، نازل شده است .
برنامهء آنها اين بود كه هر گاه كسى در بارهء قرآن حضرت محمد ( ص ) از آنها سؤالى كند ، بگويند : داستانها و مطالب بى اساسى در بارهء گذشتگان است ! اين مطلب از كلبى و ديگران است .