لغت :
انعام : جمع نَعَم ، شتر و گاو و گوسفند . علت اينكه اين حيوانات را فقط « نعم » گفتهاند ، راه رفتن هموار آنهاست .
دفء : هر چه كه بوسيلهء آن گرم شوند .
اراحه : باز گرداندن حيوانات از چراگاه به محل استراحت ، به شامگاه .
سروح : خارج شدن حيوانات از محل استراحت ، بچراگاه ، بوقت بامداد .
اثقال : جمع « ثقل » متاعى كه سنگين است .
اعراب :
الانعام : منصوب به فعل مقدر و مفسر آن فعل بعد است . يعنى « و خلق الانعام خلقها » .
لَكُمْ فِيها دِفْءٌ
: اين جمله در محل نصب و حال از « الانعام » است .
مقصود :
قبلا در پيرامون فرستادن ملائكه ، براى ترسانيدن و بيان توحيد و احكام اسلام ، سخن گفت ، اينك از راه بيان آفرينش مخلوقات و انسان و چارپايان ، به استدلال پرداخته ، مىفرمايد :
خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ بِالْحَقِّ
: خداوند آسمانها و زمين را آفريد ، تا بوسيلهء آن دو ، بر شناسايى خود استدلال كند و نشان دهد كه با دقت در بارهء آنها ، انسان به كمال قدرت و حكمت او پى مىبرد . برخى گويند : يعنى آنها را آفريد تا از وجود آنها براى منافع دينى و دنيوى استفاده و حق ، به كار بسته شود .
تَعالى عَمَّا يُشْرِكُونَ
: خداوند برتر از اين است كه داراى شريك باشد . در آيهء بعد ، به بيان دليلى ديگر ، پرداخته ، مىفرمايد :
خَلَقَ الْإِنْسانَ مِنْ نُطْفَةٍ فَإِذا هُوَ خَصِيمٌ مُبِينٌ
: نطفه به معناى آب اندك است .
لكن معمولا به منى گفته مىشود . در جاهاى ديگر قرآن ، بمراحل آفرينش انسان اشاره شده است ، لكن در اينجا بطور اختصار ، مىفرمايد : انسان را از نطفهاى آفريد . اين