است كه آنها را جن مىگويند و آنها از ميان فرشتگان از آن آتش مخصوص آفريده شدهاند و جنيانى كه در قرآن از آنها ياد شده ، از شعلهء آتش خلق شدهاند . ابو مسلم گويد :
سموم يعنى : آتش شعلهور .
اين آيه ، اشاره است به اينكه : فضيلت انسان به اصلش نيست ، بلكه بدين و علم و عمل صالح است . اصل آدم ، از خاك است . خاك را خداوند ، گل كرد . آن گاه گل را رها كرد تا ديگرگون و سست شد . سپس مدتى آن را گذارد تا خشكيد . اين مراحل را در قرآن بيان كرده است :
« خَلَقَكُمْ مِنْ تُرابٍ »
( غافر 67 )
« وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طِينٍ »
( اعراف 12 )
« مِنْ حَمَإٍ مَسْنُونٍ »
و
« مِنْ صَلْصالٍ »
ميان اين سخنان تناقضى نيست ، زيرا نظر بمراحل مختلف ، دارد .
وَ إِذْ قالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ
: اى محمد ، بيادآور ، هنگامى كه خداوند به فرشتگان فرمود :
إِنِّي خالِقٌ بَشَراً
: به زودى بشرى خلق مىكنم . آدم را بشر ناميد ، زيرا بر خلاف حيوانات ، داراى مو و پشم نيست و بشرهء او ظاهر است .
مِنْ صَلْصالٍ مِنْ حَمَإٍ مَسْنُونٍ
: در بارهء معناى آن گفتگو كردهايم .
فَإِذا سَوَّيْتُهُ
: همين كه خلقتش تمام و كامل شد . برخى گويند : يعنى هنگامى كه : صورتش متعادل شد .
وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي
: نفخ ، دميدن در چيزى است . هنگامى كه خداوند ، روح را در بدن آدم وارد ساخت ، در حقيقت ، روح را در آن دميد . در اينجا روح آدم را اضافهء به خودش مىكند ، براى اينكه مقام آدم را بالا ببرد .
فَقَعُوا لَهُ ساجِدِينَ
: وقتى كه خلقت آدم تمام شد و روحم را در آن نفخ كردم ، در برابرش سجده كنيد . كلبى گويد : يعنى در برابرش به سجده بيفتيد .
فَسَجَدَ الْمَلائِكَةُ كُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ
: سيبويه مىگويد : در اينجا دو تأكيد در كلام آمده است . مبرد گويد : از كلمهء « اجمعون » بر مىآيد كه آنها در سجود ، اجتماع كردهاند .
يعنى همهء فرشتگان ، در يك حالت ، سجده كردند . زجاج گويد : قول سيبويه ، بهتر