تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 126

مساهمون:

ص١٢٦
اين جمله در سورهء يونس ، بحث شده است . اكنون خداوند متعال مثلى مىزند كه بفهم شنوندگان نزديك و آنها را در پيروى حق ، تشويقى باشد . مىفرمايد :
أَ لَمْ تَرَ كَيْفَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا
: اى محمد ، آيا نمىدانى كه خداوند ، چه گونه مثل مىزند ؟ در حقيقت ، با اين مثل ، مطلب خود را به صورت تشبيه ، بيان مىكند ، تا در ذهن مردم بهتر اثر كند . اكنون در تفسير اين مثل مىفرمايد :
كَلِمَةً طَيِّبَةً
: اين كلمهء طيب ، همان كلمهء توحيد يعنى : شهادت به يكتايى خداوند است . اين معنى از ابن عباس است . ابو على گويد : مقصود طاعاتى است كه خداوند به آنها امر كرده است . علت اينكه : طاعات را « طيب » ناميده ، اين است كه براى صاحب خود ، خير و بركت به همراه مىآورد .
كَشَجَرَةٍ طَيِّبَةٍ أَصْلُها ثابِتٌ وَ فَرْعُها فِي السَّماءِ
: آن كلمهء طيب ، همچون درختى پاك و رشد كننده است كه ريشه‌هاى آن در زمين و شاخه‌هاى هر ميوهء آن در آسمان است . بدينترتيب ، مىخواهد در رفعت و عظمت درخت ، مبالغه كند . درست است كه اصل در زمين و فرع در آسمان است ، لكن هميشه فرع از اصل مايه مىگيرد و تغذيه مىكند . انس از پيامبر روايت كرده است كه : « درخت پاكيزه ، نخل است » . ابن عباس گويد : « درختى است در بهشت » . اين عقده از امام باقر ( ع ) روايت كرده است كه : درخت پاكيزه ، پيامبر و شاخهء آن على و عنصر آن فاطمه و ميوهء آن اولاد فاطمه و شاخه‌ها و برگهاى آن شيعيان ما هستند . سپس فرمود : هنگامى كه يكى از شيعهء ما مىميرد ، برگى از آن درخت ، ساقط مىشود و چون طفل شيعه‌اى تولد مىشود ، برگى بجاى آن برگ ، سبز مىشود . از ابن عباس روايت است كه جبرئيل به پيامبر عرض كرد : « تويى آن درخت و على است شاخهء آن و فاطمه است برگ آن و حسن و حسين ميوهء آن هستند » . برخى گويند : لازم نيست چنين درختى در روى زمين وجود داشته باشد . مقصود اين است كه : كلمهء طيب توحيد ، همچون درختى است كه داراى چنين صفتى باشد . برخى گويند : مقصود از كلمهء طيبه ، ايمان و از درخت طيب ، مؤمن است .