خويش نجات داديم تا معلوم گردد كه آن عذابى بود كه بخصوص براى نابودى كافران آمده بود و اتفاقى نبود .
« وَ نَجَّيْناهُمْ مِنْ عَذابٍ غَلِيظٍ »
يعنى هم چنان كه از عذاب دنيا نجاتشان داديم از عذاب آخرت نيز نجاتشان داديم ، و غليظ به معناى سنگين و بزرگ است . و محتمل است « غليظ » صفت همان عذابى باشد كه دچار قوم عاد گشت . سپس خداى سبحان كفر قوم عاد را بيان كرده فرمايد :
« وَ تِلْكَ عادٌ جَحَدُوا بِآياتِ رَبِّهِمْ »
و اين قوم عاد بود كه معجزات هود را با اينكه دليل بر صحت نبوتش بود انكار كردند .
« وَ عَصَوْا رُسُلَهُ »
و رسولانش را نافرمانى كردند ، و اينكه تكذيب هود را بتنهايى تكذيب همهء رسولان دانسته بدانجهت است كه هر كس يك رسول را تكذيب كرد در حقيقت بهمهء رسولان كافر شده ، و جهت ديگر آن است كه هود آنها را به ايمان آوردن به خود و برسولانى كه پيش از خود آمده بودند و همچنين بكتابهايى كه بر آنها نازل شده بود دعوت ميكرد ، و آن مردم همه را تكذيب كردند و از اينرو همهء آنها را نافرمانى كردند .
« وَ اتَّبَعُوا أَمْرَ كُلِّ جَبَّارٍ عَنِيدٍ »
و از رؤساى سفله و ساقط از اجتماع ( يا پست ) پيروى كردند ، و برخى گفتهاند : « جبار » آن كسى است كه از روى خشم مردم را بزند و بكشد . و « عنيد » آن شخص پر عنادى است كه حق را نپذيرد .
« وَ أُتْبِعُوا فِي هذِهِ الدُّنْيا لَعْنَةً »
و پس از اينكه عاد در دنيا به هلاكت دچار گشتند از رحمت حق نيز دور شدند ، زيرا خداى تعالى آنها را از رحمت خود دور ساخت و بمؤمنان نيز دستور داد بر آنها لعنت كنند .
« وَ يَوْمَ الْقِيامَةِ »
و در روز قيامت نيز هم چنان از رحمت حق دور گشتند چنانچه در دنيا دور شدند .
« أَلا إِنَّ عاداً كَفَرُوا رَبَّهُمْ »
بدانيد كه قوم عاد بپروردگار خويش كافر شدند .
« أَلا بُعْداً لِعادٍ قَوْمِ هُودٍ »
يعنى خداوند از رحمت خود دورشان ساخت پس به سختى دور گشتند .