است و ظلم نمىكند . و برخى گفتهاند : يعنى پروردگار من در مورد تدبير كار بندگان بر طريقهء حق است كه اعوجاج و لغزشى در آن نيست و آنچه مصلحت بندگان او است و حكمتش اقتضا دارد به همان گونه رفتار مىكند .
« فَإِنْ تَوَلَّوْا »
اين جمله ممكن است دنبالهء سخن هود عليه السلام باشد - يعنى اگر شما رو گردانديد . . . - و ممكن است كلام خداى سبحان باشد يعنى اى هود اگر اين مردم رو گرداندند . . . - و روى اين قول دوم معناى جملهء بعد نيز اين گونه مىشود :
« فَقَدْ أَبْلَغْتُكُمْ . . . »
پس به آنها بگو : من در مورد ابلاغ رسالت خود تقصيرى ندارم بلكه اين شمائيد كه در نتيجهء نادانى از نصيحت من رو گردانديد و گرنه همهء آنچه را به من وحى شده بشما ابلاغ كردم .
« وَ يَسْتَخْلِفُ رَبِّي قَوْماً غَيْرَكُمْ »
يعنى پروردگار من بكيفر كفرتان شما را نابود مىكند و بجاى شما مردم ديگرى را جانشين شما ميگرداند كه او را بيگانگى پرستش كنند .
« وَ لا تَضُرُّونَهُ شَيْئاً »
و در آن حال شما قدرت بر رساندن زيانى هم به او نداريد ، و برخى گفتهاند : يعنى از اين رو گرداندن و اعراضتان ضررى به خدا نميزنيد و براى خدا نيز نابود كردن و هلاكت شما ضررى ندارد زيرا وى روى احتياجى كه بشما داشته باشد شما را نيافريده ( و هيچگونه نيازى بخلقت شما براى خود نداشت ) .
« إِنَّ رَبِّي عَلى كُلِّ شَيْءٍ حَفِيظٌ »
براستى كه پروردگار من هر چه را بخواهد از نابودى و هلاكت حفظ كند ، و هر چه را خواهد نابود سازد ، و برخى گفتهاند : يعنى پروردگار من مرا از آزار شما نگاه ميدارد . و ديگرى گفته : يعنى پروردگار من نگهبان اعمال بندگان خود مىباشد و جزاى اعمال آنها را ميدهد .
« وَ لَمَّا جاءَ أَمْرُنا نَجَّيْنا هُوداً . . . »
و چون فرمان ما به هلاكت قوم عاد بيامد هود را با كسانى كه بوى ايمان آورده بودند از هلاكت نجات داديم ، و گفتهاند : شمارهء آنها چهار هزار نفر بوده .
« بِرَحْمَةٍ مِنَّا »
ابن عباس گفته : يعنى بهدايت و بيانى كه ما نشانشان داديم و ديگرى گفته : يعنى بنعمتى از جانب ما كه همان نجاتشان بود ، يعنى ما آنها را برحمت