تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 254

مساهمون:

ص٢٥٤
تا آذوقه بدست آوريم و ما كاملا از او محافظت خواهيم كرد ( 63 ) يعقوب گفت : آيا اعتماد كنم بشما دربارهء او همانگونه كه پيش از اين دربارهء يوسف اعتماد كردم ؟ ( اگر چه ) خدا بهترين نگهبان و حافظ است و او مهربانترين مهربانان است ( 64 ) و چون بارهاى خود را باز كردند كالاهاى خود را يافتند كه به آنها بازگردانده شده بود ، گفتند : اى پدر ما ديگر چه ميخواهيم ؟ اين كالاى ما است كه بما پس داده‌اند و ( ما مجدداً ميرويم و ) براى خانوادهء خود آذوقه تهيه ميكنيم و برادرمان را نيز ( در كمال مراقبت ) حفظ ميكنيم و بدينوسيله بار شترى ( ديگر به آنچه تهيه كرده‌ايم ) ميافزائيم كه اين اندك است ( 65 ) يعقوب گفت : هرگز او را با شما نمىفرستم تا آنكه وثيقه‌اى از خدا پيش من آريد ( و تعهدى خدايى بسپاريد ) كه او را بنزد من باز آريد مگر آنكه كار از دست شما خارج شود ( و نتوانيد ) و چون تعهد خود را سپردند گفت : خدا در آنچه ما مىگوييم وكيل ( و شاهد ) است ( 66 ) .

شرح لغات :

كلت فلاناً : يعنى با پيمانه چيزى را بفلانكس عطا كردم . أمن : اطمينان دل به صحت و درستى كار . ميرة : آذوقه و خوراكى است كه از جايى بجايى ديگر ببرند .

تفسير

« فَلَمَّا رَجَعُوا إِلى أَبِيهِمْ قالُوا يا أَبانا مُنِعَ مِنَّا الْكَيْلُ »
گويند : وقتى پسران يعقوب بنزد پدر بازگشتند با صداى ضعيفى ( كه حاكى از ناراحتى درونيشان بود ) به او سلام كردند ، يعقوب پرسيد : فرزندان من چرا با صداى ضعيف سلام كرديد ؟ و چرا صداى شمعون را در ميان شما نمىشنوم ؟ گفتند : پدر جان ما از نزد بزرگترين پادشاهان مىآييم ، و كسى در فرزانگى و علم و خشوع و آرامش و وقار مانند او يافت نمىشود ، و اگر شبيهى براى تو در ميان مردم وجود داشته باشد همانا او است . ولى ما خاندانى هستيم كه براى بلا آفريده شده‌ايم ، پادشاه مصر ما را متهم ساخت و سخن ما را باور نكرد مگر آنكه برادرمان ابن يامين را بهمراه ما نزد او بفرستى و حال خود را بوسيلهء