چند سال ( ديگر ) در زندان بمان .
و در حديث ديگر است كه يوسف براى جبران اين كار بگريست تا حدى كه ديوارها با وى بگريه در آمدند ، و زندانيان از گريهاش متأذى و ناراحت شدند ، و پس از مذاكره با او قرار گذاشتند كه يك روز گريه كند و روز ديگر را ساكت و آرام باشد ، و روزى كه ساكت و آرام بود براى وى بدتر از روز گريه بود .
سخنى كه در اينجا هست اين است كه استعانت از بندگان و توسل بدانان در مورد دفع زيانها و رهايى از مشكلات جايز است و كار قبيح و زشتى نيست و بلكه گاهى از اوقات واجب مىشود ، و پيغمبر ما - صلى اللَّه عليه و آله - در كارهاى خود از مهاجر و انصار و ديگران كمك ميخواست و بدانها استعانت مىجست و اگر استعانت به غير خدا خدا جايز نبود و كار قبيحى بود آن حضرت اين كار را نميكرد ، و از اينرو اگر اين روايات صحيح و درست باشد بايد گفت : اين سرزنش و عتاب يوسف عليه السلام براى ترك آن عادت پسنديدهاى بود كه در آن حضرت وجود داشت كه در برابر مشكلات صبر ميكرد و در تمام كارهاى خود و در هر بلا و سختى تنها بخداى سبحان توكل ميكرد ، و اين داستان درسى است كه به انسان ميآموزد كه در برابر سختيها و نزول شدائد بايد از خداى تعالى استعانت جست و به دو پناه برد اگر چه كمك جستن و استعانت از بندگان خدا نيز جايز است .
و در اينكه چه مقدار را « بضع » گويند اختلاف است :
1 - ابو عبيدة گفته : بضع ما بين سه تا پنج است .
2 - قطرب گفته : از سه تا هفت است . و همين قول از مجاهد نيز نقل شده .
3 - اصمعى گفته : از سه تا نه را بضع گويند ، و قتاده نيز چنانچه گويند همين قول را اختيار كرده .
4 - ابن عباس گفته : به كمتر از ده بضع گويند .
5 - بيشتر مفسران گفتهاند : منظور از بضع در اين آيه هفت سال است ، و كلبى گفته : اين هفت سال ، غير از پنج سالى بود كه قبلا در زندان مانده بود .
ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 225
مساهمون: الشيخ الطبرسي
ص٢٢٥