مفسران در معناى اين قسمت از آيه اختلاف كرده و چند قول گفتهاند :
1 - زجاج گفته : اين آيه از آياتى است كه سخن دربارهء آن بسيار شده و معناى آن را زياد پرسش ميكنند ولى در خود اين سوره معناى آن را ميتوان پيدا كرد ، زيرا خداى تعالى در اينجا پيغمبر - صلى اللَّه عليه و آله - را مخاطب قرار داد ولى اين خطابى است كه شامل همهء مردم مىشود ، و معناى آن چنين مىشود : كه اى مردم اگر دربارهء قرآن شك داريد از آنهايى كه قرآن خواندهاند بپرسيد . . . و دليل بر اين معنا آيهاى است كه در آخر سوره است كه خداى سبحان مردم را مخاطب ساخته و ميفرمايد :
« يا أَيُّهَا النَّاسُ إِنْ كُنْتُمْ فِي شَكٍّ مِنْ دِينِي . . . »
و با اين آيه خداى سبحان معلوم كرد كه رسول خدا - صلى اللَّه عليه و آله - در شك و ترديد نبوده و منظور از وى ساير مردم هستند ، و نظير اين آيه آيات ديگرى است كه مخاطب در ظاهر پيغمبر است ولى در حقيقت مخاطب ساير مردم هستند ، مانند اين آيه :
« يا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِذا طَلَّقْتُمُ النِّساءَ . . . »
كه مخاطب پيغمبر است ولى ضمير را جمع آورده و « طلقتم » فرموده و اين دليل است بر اينكه منظور ديگران بودهاند نه پيغمبر .
و اين وجهى است كه اكثر مفسران گفته و حسن و ابن عباس و ديگران نيز آن را اختيار نمودهاند . و از حسن و قتاده و سعيد بن جبير روايت شده كه گفتهاند : پيغمبر هيچگاه شك نكرد و از اهل كتاب نيز پرسش ننمود . و همين مضمون از امام صادق عليه السلام نيز روايت شده است .
2 - مخاطب در اين آيه خود پيغمبر - صلى اللَّه عليه و آله - است ، و با اينكه وى شكى نداشت و خدا هم ميدانست كه او شك و ترديدى ندارد ، ولى اين كلام براى تقرير و افهام نازل گشته ، چنانچه كسى به بنده و بردهء خود بگويد : اگر تو بندهء من هستى از من حرف شنوى داشته باش . . . و يا به پدرش بگويد : اگر تو پدر من هستى نسبت به من مهربان باش . . . و يا بفرزندش بگويد : اگر تو پسر من هستى به من نيكى كن . . . و امثال اين كلمات كه منظور مبالغهء در كار است ، و گاهى است كه در مورد مبالغه چيزى را كه اصلا محال است بر زبان جارى ميكنند ، مثل اينكه ميگويند : آسمان بر مرگ فلانى