تفسير :
« وَ يَسْتَنْبِئُونَكَ أَ حَقٌّ هُوَ »
اى محمد از تو ميخواهند كه بدانها خبر دهى : كه آيا آنچه را از قرآن و احكام و نبوت خود آوردهاى حق است يا نه ؟ و جبائى گفته : يعنى حقانيت محشر و قيامت و عذاب را از تو ميپرسند .
« قُلْ إِي وَ رَبِّي إِنَّهُ لَحَقٌّ وَ ما أَنْتُمْ بِمُعْجِزِينَ »
بگو آرى به حق خدا كه آن حق است و شك و ترديدى در آن نيست و شما نمىتوانيد از آن فرار كنيد . و اين سؤال و خبرگيرى آنها ممكن است حقيقتاً از روى اطلاع و تحقيق باشد ، و ممكن است از روى استهزاء و مسخره انجام شده باشد .
« وَ لَوْ أَنَّ لِكُلِّ نَفْسٍ ظَلَمَتْ »
ابن عباس گفته : يعنى هر كس كه به خدا شرك آورده و ديگرى گفته : يعنى هر كس ستم كرده بهر چيزى كه ستم ناميده شود .
« ما فِي الْأَرْضِ لَافْتَدَتْ بِهِ »
يعنى هر چه مال داشته باشد آن را فدا دهد بخاطر وحشتى كه از ديدن عذاب به دو دست ميدهد .
« وَ أَسَرُّوا النَّدامَةَ لَمَّا رَأَوُا الْعَذابَ »
و چون عذاب را بينند ندامت و پشيمانى خود را مخفى سازند ، يعنى سران و بزرگان پشيمانى خود را از پيران و دون رتبهگان مخفى سازند . و برخى چون ابو عبيده و جبائى گفتهاند : يعنى پشيمانى خود را آشكار و عيان سازند . ولى ازهرى گفته : اين معنى صحيح نيست ، زيرا اسرار با سين به معناى اظهار نيايد ، و آنكه به معناى اظهار آيد « اشرار » با شين است .
« وَ قُضِيَ بَيْنَهُمْ بِالْقِسْطِ »
و در آن هنگام از روى عدالت ميان آنها قضاوت شود .
« وَ هُمْ لا يُظْلَمُونَ »
و در عقاب و كيفرى كه بدانها رسد هيچگونه ستمى به آنها نشود . زيرا اين كيفر را خود براى خويش خريدند .
امام صادق عليه السلام فرموده : اينان در وقتى كه در دوزخ هستند پشيمانى خود را پنهان دارند تا مورد شماتت دشمنان واقع نشوند .
« أَلا إِنَّ لِلَّهِ ما فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ »
يعنى فرمانروايى آسمانها و زمين و آنچه در آن دو است از آن او است و هيچكس قادر نيست جلوى او را از فرود آوردن عذابى را كه