تنها « وعد » ذكر شود بر هر دو معنا اطلاق گردد .
نفع : لذت و خوشى و هر چه بدين دو چيز يا يكى از آن دو باز گردد .
ضرر : رنج و اندوه و هر آنچه بازگشتش به آن دو يا يكى از آنها باشد .
أجل : وقت و زمانى است كه براى چيزى و يا كارى تعيين شده باشد مانند زمان سر رسيد بدهكارى ، و يا سر رسيد عمر انسانى .
تفسير :
پس از اينكه خداى تعالى سخن تكذيب كنندگان را بميان آورد دنبالش شتاب و عجلهء آنها را در آمدن عذاب از روى همان تكذيب و ردّ سخنان خويش بيان فرموده ، چنين گويد :
« وَ يَقُولُونَ مَتى هذَا الْوَعْدُ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ »
اين مشركان گويند : اين وعدهاى كه بما مىداديد از حشر و نشر و قيامت ، و بگفته بعضى آن عذاب ، كى خواهد آمد ، و كجاست ، اگر راست مىگوييد ؟
« قُلْ لا أَمْلِكُ لِنَفْسِي ضَرًّا وَ لا نَفْعاً »
بگو اى محمد من مالك سود و زيانى بر جان خود نيستم .
« إِلَّا ما شاءَ اللَّهُ »
جز آنچه را خدا بخواهد كه مرا بر اين كار قدرت و نيرو دهد ، و با اينوصف من چگونه قدرتى بر وضع و حال شما دارم ؟ زيرا من وقتى بر سرنوشت حال خود قدرتى نداشته باشم و از اين كار ناتوان باشم مسلماً از آوردن عذاب و همچنين از اطلاع وقت آمدن آن ناتوانتر هستم . و يا معناى آيه اين است كه در صورتى كه من هيچگونه قدرتى بر نفس خويش ندارم جز آنچه را خدا به من داده با اينحال من چگونه ميتوانم قيامت را پيش اندازم ، و در عقوبت و كيفر شما قبل از رسيدن سر آمد آن شتاب نمايم .
« لِكُلِّ أُمَّةٍ أَجَلٌ »
و براى عذاب هر امتى در مورد تكذيب پيمبران سر آمد معين و زمانى است .
« إِذا جاءَ أَجَلُهُمْ فَلا يَسْتَأْخِرُونَ ساعَةً وَ لا يَسْتَقْدِمُونَ »
كه از آن وقت نه پس افتند ، و