تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 289

مساهمون:

ص٢٨٩
ما نبود ، و منظور آن نيست كه اصلا شما ما را پرستش نميكرديد ، زيرا اين سخن دروغ است ، و از خصوصيات روز قيامت آن است كه كسى در آنجا نتواند عمل خلافى انجام دهد و كار زشتى بكند ( و در نتيجه نمىتواند دروغ بگويد ) و اين آيه نظير آن آيهء ديگرى است كه خداى تعالى فرمايد :
« إِذْ تَبَرَّأَ الَّذِينَ اتُّبِعُوا مِنَ الَّذِينَ اتَّبَعُوا . . . »
( هنگامى كه پيشوايانى كه پيرويشان كرده‌اند از پيروان ( خود ) بيزارى جويند . . . )
« فَكَفى بِاللَّهِ شَهِيداً بَيْنَنا وَ بَيْنَكُمْ »
يعنى خدا براى فصل خصومت ميان ما و شما كافى است .
« إِنْ كُنَّا عَنْ عِبادَتِكُمْ لَغافِلِينَ »
كه ما از پرستش شما غافل بوديم . و اين معنا كه گفته شد روى اينكه معبود آنها فرشتگان بوده باشند ، ظاهر است ، زيرا فرشتگان از اين ادعاى آنان بىخبر بوده و اطلاعى از كارشان نداشتند و نه بدان دستور داده بودند ، و اما اگر مقصود بتهاى بىحس و شعور و بىعلم باشد منظور از اين كلام حدّ اعلاى الزام حجت است كه اين نادانان چيزهايى را كه اصلا شعور نداشته و آنها را بخويش نخوانده و به هيچ وجه دركى نداشتند براى پرستش انتخاب كرده بودند
« هُنالِكَ تَبْلُوا كُلُّ نَفْسٍ ما أَسْلَفَتْ »
يعنى در آنجا ، يا در آن وقت ، يا در آن حال بر هر كس آشكار و معلوم گردد آنچه را از كار نيك و بد كه از پيش فرستاده و پاداش و كيفر آن را به بيند .
« وَ رُدُّوا إِلَى اللَّهِ مَوْلاهُمُ الْحَقِّ »
و بسوى كيفر خدا و جايى كه هيچكس جز خدا مالك آن نيست باز گردند ، و لفظ « حق » صفت خداى تعالى و معناى آن قديم هميشگى است كه فنا نه پذيرد ، و جز او هر چه باشد نابود گردد . و برخى گفته‌اند : « حق » آن كسى است كه معناى لفظ بطور حقيقت براى او حاصل باشد و خداى تعالى اين گونه است كه معناى الهيت براى او بطور حقيقت حاصل است .
« وَ ضَلَّ عَنْهُمْ ما كانُوا يَفْتَرُونَ »
و آنچه را بدروغ دربارهء شريكان ادعايى خداى تعالى مدعى بودند باطل گردد .