« يَهْدِيهِمْ رَبُّهُمْ بِإِيمانِهِمْ . . . »
خداوند بپاداش ايمانشان ببهشتى هدايتشان كند كه
« تَجْرِي مِنْ تَحْتِهِمُ »
يعنى از پيش روى آنها نهرها جارى است ، و آنها از بلندى آن نهرها را مىنگرند ، و منظور از
« تَجْرِي مِنْ تَحْتِهِمُ »
همين است ، چنانچه در آيهء ديگر در « داستان مريم » ميفرمايد :
« قَدْ جَعَلَ رَبُّكِ تَحْتَكِ سَرِيًّا »
« 1 » و روشن است كه منظور آن نيست كه مريم روى جوى آب نشسته بود و آب در آن جوى روان بود ، بلكه منظور اين است كه آب از پيش رويش ميگذشت . و جبائى گفته : يعنى از زير درختان و باغهاشان نهرها جارى است .
« دَعْواهُمْ فِيها سُبْحانَكَ اللَّهُمَّ »
دعاى مؤمنان و ذكرشان در بهشت اين است كه ميگويند :
« سُبْحانَكَ اللَّهُمَّ »
و البته اين جمله را هم نه بعنوان عبادت و وظيفه ميگويند زيرا در آنجا تكليفى نيست بلكه براى آنكه از تسبيح پروردگار لذت مىبرند . و ابن جريج گفته : هر گاه پرندهاى در هوا بر بهشتيان ميگذرد و آنها به آن پرنده ميل ميكنند اين جمله را ميگويند ، آن پرنده بريان شده در جلوى رويشان حاضر مىشود ، و چون مطابق ميلشان از آن خوردند دوباره ميگويند
« الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ »
در اينوقت پرنده زنده شده و به هوا پرواز مىكند . و بدين ترتيب در همه كارها افتتاح و آغاز سخنشان تسبيح است و پايان آن حمد و ستايش خداوند ، و در نتيجه تسبيح براى بهشتيان بجاى « بسم اللَّه » مىباشد .
« وَ تَحِيَّتُهُمْ فِيها سَلامٌ »
يعنى تحيتى كه از خداى سبحان براى آنها ميرسد سلام است ، و برخى گويند : يعنى تحيت خودشان به يكديگر يا تحيت فرشتگان به آنها سلام است كه ميگويند « سلام عليك » يعنى از آفات و بلياتى كه دوزخيان بدانها مبتلا گشتهاند شما سالم مانديد .
« وَ آخِرُ دَعْواهُمْ أَنِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ »
معناى آن را گفتيم ، و البته منظور اين نيست كه آخرين سخن آنها اين است كه سخن ديگرى نميگويند بلكه منظور اين است كه پايان سخنشان را اين جمله را قرار ميدهند كه ميگويند :
« الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ »
.
هامش
( 1 ) - سورهء مريم آيهء 24 .