و هدفش از اين دعا ثواب آخرتى نيست بلكه غرض او بر طرف شدن همان درد و گرفتارى است . و برخى گفتهاند : تقدير آيه اين است « و اذا مس الانسان الضر مضطجعاً أو قاعداً أو قائماً دعانا لكشفه » يعنى وقتى به انسان در حال خفتن يا در حال قعود يا در حال قيام ناراحتى و زيانى برسد براى بر طرف شدن آن ما را بخواند . . . و در لفظ تقديم و تأخير واقع شده ولى معنا همين است .
« فَلَمَّا كَشَفْنا عَنْهُ ضُرَّهُ »
و چون ما اين زيان و ناراحتى را از او بر طرف كرديم و عافيت و سلامتيش را باز گردانديم .
« مَرَّ »
از سپاسگزارى ما رو گردان شده و به همان رفتار سابق خود ادامه ميدهد
« كَأَنْ لَمْ يَدْعُنا إِلى ضُرٍّ مَسَّهُ »
گويا هرگز ما را براى رفع گرفتارى خود نخوانده ، و از ما درخواست بر طرف كردن درد خود را نكرده .
« كَذلِكَ زُيِّنَ لِلْمُسْرِفِينَ ما كانُوا يَعْمَلُونَ »
حسن گفته يعنى هم چنان كه شيطان و همنوعان گمراهشان دست كشيدن از دعا را در وقت فراغت و آسايش براى آنها جلوه داده همچنين براى اسرافگران يعنى مشركان كردارشان را جلوه و زينت داده .
و محتمل است معنى اين باشد كه اسرافگران براى يكديگر كار خود را جلوه ميدهند .
و خداى سبحان در اين آيه مردمانى را كه پس از سختى آسايش مىبينند و پس از بلاء بنعمت و خوشى ميرسند وادار كرده كه خدا را فراموش نكنند و مراتب سپاسگزارى او را بجا آرند ، و از خداى تعالى دوام نعمت را بخواهند .
و نكتهء ديگرى كه در اين آيه است : امر به شكيبايى در وقت گرفتارى و محنت است ، و خداى تعالى گوشزد فرموده كه انسان بايستى براى رسيدن به ثواب و اجر هنگام رسيدن بلا بيتابى نكند
.