تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 210

مساهمون:

ص٢١٠
تهيهء جايگاهى براى كسى كه پيش از اين با خدا و رسولش ستيزه كرده مسجدى بنا كردند ، و بطور مؤكد قسم ميخورند كه ما منظورى جز نكو كارى نداشتيم خدا گواهى ميدهد كه اينان دروغ ميگويند ( 107 ) هيچوقت در آن ( مسجد براى نماز ) نه ايست ، زيرا مسجدى كه از نخستين روز بنيان آن بر پرهيزكارى بنا شده سزاوارتر است كه در آن بايستى ( و اقامهء نماز كنى ) ، در آن مسجد مردانى هستند كه دوست دارند پاكيزه گردند و خدا پاكيزگان را دوست دارد ( 108 ) آيا آنكه شالودهء بناى خود را بر تقوى ( و پرهيزكارى ) بنا كرده بهتر است يا آنكه شالوده‌اش را بر لب پرتگاهى ريزان نهاده كه در آتش دوزخش اندازد ، و خدا مردم ستمكار را هدايت نميكند ( 109 ) پيوسته اين بنائى كه ساخته‌اند مايهء اضطراب و حيرت دلهاى ايشان است تا وقتى كه دلهاشان پاره پاره شود و خدا دانا و فرزانه است ( 110 ) .

شرح لغات :

ضرار : جستجوى ضرر و زيان و دست زدن بدان . ارصاد : انتظار داشتن و آماده كردن . تقوى : خصلتى است كه بوسيلهء آن از عقوبت احتراز شود . شفا جرف : انتهاى مساحت چيز است ، و جرف سيلگاه و درّه : بكنارهء آن گويند
هامش
( كيفر گناه ، حقى است از حقوق خداى تعالى و قابل اسقاط ، و اگر مشيتش تعلق گرفت ميتواند بگذرد ، و مؤلف بزرگوار براى اثبات اينمطلب به اين آيه نيز استدلال كرده كه ميفرمايد : كار گنهكاران و كيفر آنان بدست خدا است كه بخواهد آنها را عذاب كند يا ببخشد . ( اين راجع بقسمت اول استدلال ) . و در قسمت دوم نيز بحث شده است كه وقتى شخص گنهكار از گناه خود توبه كرد آيا بر خدا واجب است توبهء او را بپذيرد و كيفرش نكند يا واجب نيست و البته بمشيت او است ، مؤلف مرحوم مانند بسيارى از علماى كلامى معتقد است كه قبول توبهء گنهكار بر خدا واجب نيست بلكه اگر قبول كند از باب تفضل و لطف است ، و براى اثبات اين سخن به اين آيه استدلال كرده كه در اينجا خدا ميفرمايد : كار آنها بدست خدا است كه بخواهد عذابشان كند يا بخواهد آنها را ببخشد ، و اگر قبول توبه بر او واجب بود تعلق بر مشيت و ارادهء خدا معنى نداشت .