الثَّلاثَةِ الَّذِينَ خُلِّفُوا . . . »
« 1 » دربارهشان نازل شد ، مسلمانان كه از جريان مطلع شدند بنزد آنها شتافته و مژدهء پذيرفتن توبهشان را به اطلاع آنان رساندند .
كعب گويد : من بنزد رسول خدا - صلى اللَّه عليه و آله - كه در مسجد بود آمدم ، و شيوهء آن حضرت چنان بود كه هر گاه بخاطر خبر خوشى مسرور ميشد رويش همچون قرص ماه ميدرخشيد ، در اينوقت مشاهده كردم رويش از خوشحالى ميدرخشد و چون مرا ديد فرمود : مژده باد تو را ببهترين روزهاى زندگيت از روزى كه مادر تو را زائيده ، كعب گويد : گفتم : آيا اين مژده از طرف خدا است يا از طرف خود شما است ؟ فرمود :
از خدا است .
كعب نيز بشكرانهء اينكه خدا توبهاش را پذيرفته ثلث مال خود را در راه خدا صدقه داد .
تفسير :
« وَ آخَرُونَ مُرْجَوْنَ لِأَمْرِ اللَّهِ »
يعنى دستهء ديگرى كه كارشان موقوف و بستهء به فرمان خدا است .
« إِمَّا يُعَذِّبُهُمْ وَ إِمَّا يَتُوبُ عَلَيْهِمْ »
كه آنها را عذاب كند يا ببخشد ، و البته سر - نوشت آنها نزد خدا معلوم و روشن بود ولى اين تعبير براى بندگان بود ، يعنى سرنوشت كار آنها در نظر شما معلوم نيست و روى بيم و اميد است .
و اين آيه دليل بر صحت عقيدهء ما در مورد جواز گذشت خدا از گنهكاران مىباشد بدليل آنكه ميفرمايد : كار آنها كه مردمى گناهكار بودند بدست خدا است كه بخواهد آنها را عذاب كند يا ببخشد ، و نيز دليل است بر اينكه گذشت از گنهكاران و پذيرفتن توبهء آنها تفضلى است از طرف خداى سبحان و بر او واجب نيست زيرا اگر واجب بود آن را معلق بمشيت و خواست خود نميكرد ( و يكسره ميفرمود آنها را مىآمرزد ) . « 2 »
هامش
( 1 ) - آيه 118 از همين سوره .
( 2 ) - براى اينكه خوانندهء محترم بموضوع بحث و استدلال مؤلف بهتر آشنا شود توضيح