تخطي إلى المحتوى الرئيسي

السيرة النبوية ( زندگانى محمد ص ) ( فارسي ) — صفحة 305

مساهمون:

ص٣٠٥
( 1 ) سپس هم چنان بيامد تا در نزديك طائف اردو زد ، و چون اردوگاه لشگر نزديك قلعه‌هاى طائف بود همين امر سبب شد كه چند تن از سپاهيان آن حضرت در اثر اصابت تيرهائى كه از طرف ساكنين قلعه‌ها پرتاب مىشد بقتل برسند ، و از اين رو رسول خدا صلى اللّه عليه و آله دستور داد تا از آنجا مقدارى عقب‌تر در جائى كه اكنون مسجد آن حضرت قرار دارد بروند . در اين سفر دو تن از زنان آن حضرت كه يكى از آنها ام سلمة بود همراه رسول خدا صلى اللّه عليه و آله بودند كه براى هر يك چادرى جداگانه زده بودند و در وسط آن دو چادر رسول خدا صلى اللّه عليه و آله نماز ميخواند و چون قبيلهء ثقيف مسلمان شدند در جاى نماز آن حضرت مسجدى بنا كردند ، و چنانچه گويند در اين مسجد ستونى است كه هر گاه آفتاب بر آن بتابد صدائى از آن ستون بلند مىشود . رسول خدا صلى اللّه عليه و آله متجاوز از بيست روز و برخى گفته‌اند هفده روز آنها را محاصره كرد ، و در اين مدت جنگ سختى ميان آنها واقع شد و تير اندازى بسيار شد . و چنانچه گويند : رسول خدا صلى اللّه عليه و آله در اين جنگ از منجنيق و زره پوشهاى آن زمان كه در خراب كردن قلعه‌ها در زير آن ميرفتند استفاده كرد . ولى ( چون ) مردم طائف ( از آن وسائل و طرز دفاع از آنها اطلاع داشتند ) بوسيلهء ريختن قطعه‌هائى از آهن گداخته روى آنها افرادى را كه در زير آنها قرار داشتند ناچار كردند تا از ترس سوختن از زير آنها خارج شوند ، و چون خارج شدند مردم طائف آنان را تير باران كردند و جمعى از مسلمانان را كشتند ، و آن روز را يوم الشدخة ناميدند از آن پس رسول خدا صلى اللّه عليه و آله دستور داد تاكستانهاى آن را قطع كنند تا بلكه بدان وسيله تسليم شوند . در اين موقع ابو سفيان بن حرب و مغيرة بن شعبة خود را بنزديك ديوار قلعه رسانده فرياد زدند : اى قبيله ثقيف ما را امان دهيد تا سخنى با شما بگوييم و چون امانشان دادند فرياد زدند : زنانى كه از قريش و بنى كنانة در طائف هستند