( 1 ) مسلمين موضع گرفتند .
دستهاى كه خالد بن وليد سر كردهء آنها بود عبورشان از خندمه افتاد و جنگ ميان آنها با گروه مشركين درگير شد ، و بالاخره مشركين دوازده يا سيزده نفر تلفات داده و بقيه منهزم شدند ، و از مسلمانان نيز دو نفر بنامهاى خنيس بن خالد و كرز بن جابر راه را گم كرده از لشگر خالد دور شدند و از اين رو بدست مشركين كشته شدند . و جز اين دو ، مرد ديگرى نيز از قبيلهء جهينة بنام سلمة بن ميلاء كشته شد .
در ميان مشركينى كه در خندمه براى جنگ با مسلمانان حاضر شده بودند مردى بود بنام حماس بن قيس كه پيش از ورود لشگر اسلام در خانهء خود نشسته بود و براى جنگ اسلحهء خود را اصلاح ميكرد .
زنش پيش آمده از او پرسيد : براى چه كسى اسلحه آماده ميكنى ؟ گفت :
براى محمّد و يارانش .
زن گفت : گمان ندارم كسى بتواند در برابر محمّد و سپاهيانش مقاومت كند ! حماس در جوابش گفت : به خدا من انتظار آن ساعتى را ميكشم كه برخى از ياران او را ( به صورت اسارت ) براى خدمتكارى تو به خانه آورم ، و سپس ( دربارهء اسلحه و شجاعت خود ) شعرى گفت .
و چون مشركين در خندمه شكست خوردند حماس نيز كه جزء آنها بود فرار كرده بسرعت خود را بدر خانه رسانيد و از پشت در بزنش فرياد زد : در را باز كن .
زن گفت : پس چه شد آنكه ميگفتى ؟ .
حماس در پاسخش گفت :
انك لو شهدت يوم الخندمة * إذ فرّ صفوان و فرّ عكرمة
و بو يزيد قائم كالمؤتمة * و استقبلتهم بالسيوف المسلمة
يقطعن كل ساعد و جمجمة * ضربا فلا يسمع الا غمغمة