تخطي إلى المحتوى الرئيسي

السيرة النبوية ( زندگانى محمد ص ) ( فارسي ) — صفحة 255

مساهمون:

ص٢٥٥
( 1 )

فتح مكه و مقدمات آن

در ميان قبائلى كه اطراف مكه سكونت داشتند دو قبيله بودند بنامهاى بنى بكر و خزاعة كه ما بين آنها از زمانهاى قديم عداوت و دشمنى برقرار بود ، و سبب آن اين بود كه مردى از بنى حضرمى بنام مالك بن عباد - كه هم پيمان با اسود بن رزن و قبيلهء بنى بكر بود - براى تجارت به مسافرت رفت و در راه گذارش بزمينهاى قبيله خزاعة افتاد ، و قبيلهء مزبور اين مرد را كشتند و اموالش را بردند بنى بكر نيز تلافى كرده مردى از خزاعة را كشتند ، خزاعة نيز سه نفر از بزرگان بنى كنانة را بنامهاى : سلمى و كلثوم و ذؤيب در نزديكى انصاب حرم ( علامتهائى كه براى حرم در اطراف مكه نصب كرده‌اند ) بقتل رساندند . اسلام كه آمد موقتا انتقامجوئى را از ميان اين دو قبيله برداشت و افراد سرگرم تازه مسلمانان شدند ، در جريان صلح حديبية ( چنانچه پيش از اين گفتيم ) جزء مواد صلحنامه يكى اين بود كه هر قبيله‌اى بخواهند با قريش و يا با محمّد صلى اللّه عليه و آله پيمان ببندند در عقد پيمان آزاد باشند ، و روى اين قرار داد خزاعة در پيمان رسول خدا صلى اللّه عليه و آله وارد شدند و بنى بكر نيز با قريش هم عهد شدند . پس از اينكه قرار داد صلح فيما بين برقرار شد تيره‌اى از بنى بكر بنام بنى اسود بن رزن در صدد بر آمدند انتقام آن سه نفرى كه بدست خزاعة كشته شده بودند از ايشان بگيرند ، و صلح را نقض كنند ، از اين رو مردى از ايشان بنام نوفل بن معاوية با جمعى از بنى بكر و گروهى از قريش به خزاعة حمله بردند و در سر آبى بنام « وتير » بر آنها شبيخون زده و مردى از آنها را بنام منبه كشتند . خزاعة كه چنان ديدند بسوى مكه عقب‌نشينى كرده خود را بحرم رساندند ولى در آنجا هم بنى بكر دست بردار نبودند ، و هنگامى كه به نوفل گفتند : از خدا بترس اينجا حرم است و ما داخل حرم شده‌ايم ؟ نوفل گفت : امروزه خدائى در
السيرة النبوية ( زندگانى محمد ص ) ( فارسي ) — صفحة 255 | ابن هشام الحميري / سيد هاشم رسولي محلاتى