جلد دوم
( 1 ) بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
[ تتمهء تشريع جهاد ]
غزوهء بدر كبرى
در ماه رمضان آن سال ( دوم هجرت ) برسول خدا صلى اللّه عليه و آله اطلاع رسيد كه كاروان مهمى از قريش بسركردگى ابو سفيان و همراهى سى يا چهل نفر از قريش مانند : مخرمة بن نوفل و عمرو بن عاص از شام بسوى مكه باز مىگردد ، رسول خدا صلى اللّه عليه و آله مسلمانان را براى تصرف اموال كاروانيان و جنگ با آنان دعوت بخروج از مدينه كرد و بدانها فرمود : اين كاروان قريش است كه بسوى مكه ميرود ، بسوى آنها كوچ كنيد شايد خداوند اموال آنان را نصيب شما كند ؟ ! [ ( 1 ) ]
هامش
[ ( 1 ) ] بايد دانست كه رسول خدا ( ص ) با قريش در حال جنگ بود و چند سال بود كه هر روز از طرف قريش آزار و صدمهء تازه بآنحضرت و يا پيروان او ميرسيد و بالخصوص صدمات مالى قريش به مسلمانان بسيار زياد بود تا آنجا كه ابو سفيان خانه و زندگى جمعى از مهاجرين مانند بنى جحش و ديگران را در مكه تصاحب كرده و بفروخت ( كه داستانش گذشت ) ، و صهيب را هنگام هجرت بمدينه ناچار كردند هر چه دارد به آنها واگذار كند و از دارائى خويش صرف نظر كند و از شهر خارج گردد ( چنانچه پيش از اين جريانش گذشت ) و ابو سلمة را وادار كردند حتى از زن و فرزند خود چشم بپوشد و زنش ام