( 1 ) در اينجا ابن هشام اشعارى كه دربارهء جنگ احد يا در مرثيهء حمزه و ساير شهداء گفته شده و يا دربارهء شجاعت امير المؤمنين على بن ابى طالب و ديگران سرودهاند و پاسخهائى كه گاهى از آنها دادهاند همه را ذكر كرده است كه هر كه خواهد مراجعه كند [ ( 1 ) ] .
داستان رجيع و ناجوانمردى دو قبيلهء عضل و قارة ( سال سوم هجرت )
پس از جنگ احد گروهى از قبيله عضل و قارة بمدينه آمدند و از رسول خدا صلى اللّه عليه و آله درخواست كردند چند تن را براى ياد دادن قرآن و احكام دين بميان آنها اعزام دارد .
( ولى باطن قضيه اين نبود و اينها نقشه كشيده بودند كه چند تن از مسلمانان را بدين وسيله دستگير سازند و بقريش بفروشند ) .
رسول خدا صلى اللّه عليه و آله شش نفر از اصحاب خود را بنامهاى زير بهمراه ايشان فرستاد :
1 - مرثد بن ابى مرثد غنوى - كه رئيس بر آن پنج نفر ديگر بود .
2 - خالد بن بكير ليثى .
3 - عاصم بن ثابت .
4 - خبيب بن عدى .
5 - زيد بن دثنة .
6 - عبد اللّه بن طارق .
اينان بهمراه فرستادگان عضل و قارة حركت كردند تا بر سر آبى موسوم به « رجيع » كه در ميان عسفان و مكه واقع شده و متعلق بقبيلهء بنى هذيل بود رسيدند در آنجا متوجه شدند كه اين جريان حيله بوده تا آنها را بدام بنى هذيل بيندازند
هامش
[ ( 1 ) ] سيره ج 2 : 129 - 168 .