تخطي إلى المحتوى الرئيسي

السيرة النبوية ( زندگانى محمد ص ) ( فارسي ) — صفحة 358

مساهمون:

ص٣٥٨
( 1 ) « پس تبديل كردند ستمگران سخن را به غير آنچه بديشان گفته شد . . . » [ ( 1 ) ] . كه داستانى داشت به اين شرح كه چند تن از بزرگان بنى اسرائيل گفتند : اى موسى اكنون كه ما نمىتوانيم خدا را ببينيم ، و ميان ما و رؤيت شخص او حائل و مانعى وجود دارد پس صداى او را كه با تو تكلم مىكند به گوش ما برسان ؟ حضرت موسى عليه السلام درخواست آنان را بخداى تعالى عرض كرد ، خداوند به او فرمود : اين درخواست آنها پذيرفته خواهد شد بايشان بگو خود را - و يا جامهء خود را - پاك كنند و سپس روزه بگيرند ( آنگاه براى استماع صداى من در كوه طور حاضر شوند ) . اينان بدستور عمل كرده با حضرت موسى عليه السلام بكوه طور رفتند و چون هنگام تكلم پروردگار با موسى شد بدانها امر فرمود به سجده بيفتند و در آن حال سخن خداى تعالى را كه با موسى تكلم ميفرمود شنيدند و دستوراتى را كه بوسيلهء او براى بنى اسرائيل صادر كرد دانستند ، ولى چون بنزد بنى اسرائيل باز گشتند آنچه را شنيده بودند تحريف كرده و هنگامى كه موسى ببنى اسرائيل فرمود خداوند شما را بچنين و چنان دستور داده اينان تكذيب كرده گفتند : نه دستور خدا اين نبود بلكه مطلب ديگرى بود - بر خلاف آنچه موسى عليه السلام بدانها گفته بود . سپس خداى تعالى دربارهء اين منافقان فرمايد : « هر گاه بمؤمنان برخورد كنند گويند ما نيز ( مانند شما به خدا و رسول او ) ايمان آورديم . . . ولى هنگامى كه با هم مسلكان خود خلوت كنند بهم گويند چرا درى كه خدا از علوم براى شما گشوده به روى مسلمانان باز كنيد تا بكمك همان علوم با شما محاجه و خصومت كنند . . . » [ ( 2 ) ] .

سخن يهود دربارهء عذاب آخرت و پاسخى از قرآن :

ابن عباس گويد : هنگامى كه رسول خدا صلى اللّه عليه و آله وارد مدينه شد يهود گفتند : عمر اين دنيا هفت هزار سال است و خداوند در قيامت در برابر هر هزار سال يك
هامش
[ ( 1 ) ] آيهء 59 . [ ( 2 ) ] آيه 75 به بعد .
السيرة النبوية ( زندگانى محمد ص ) ( فارسي ) — صفحة 358 | ابن هشام الحميري / سيد هاشم رسولي محلاتى