( 1 )
مرگ اسعد بن زرارة :
از جمله اتفاقاتى كه در همان ماههاى اول هجرت پيش از اتمام بناى مسجد اتفاق افتاد ( و رسول خدا صلى اللّه عليه و آله را سخت متأثر ساخت ) مرگ ابو امامة اسعد بن زرارة - نقيب قبيلهء بنى النجار - بود كه به مرض ديفترى و يا سينه پهلو دچار گشت و همان سبب مرگش شد . و رسول خدا صلى اللّه عليه و آله در مرگ او فرمود : مرگ او بر من گران بود و موجب شماتت يهود و منافقين شد زيرا دربارهء من مىگويند : اگر پيغمبر بود رفيقش نمىمرد ( و جلوى مرگ أسعد را ميگرفت ) در صورتى كه اين كار بدست من نيست و من نمىتوانم جلوى تقدير خدا را نه از خود و نه از رفيقم بگيرم .
و چون اسعد بن زرارة از دنيا رفت قبيلهء بنى النجار بنزد رسول خدا صلى اللّه عليه و آله آمده گفتند : تو خود اسعد بن زرارة را نقيب ما قرار دادى ، اينك مرد ديگرى از ميان ما انتخاب كن و بجاى او بنقابت ما منصوب فرما .
رسول خدا صلى اللّه عليه و آله كه خوش نداشت با انتخاب يكى از آنها به اين سمت موجبات دلخورى ديگران را فراهم سازد فرمود : شما دائيهاى [ ( 1 ) ] منيد و من روى بستگى فاميلى كه با شما دارم از اين پس خودم نقيب شما خواهم بود . بنى النجار با كمال خورسندى پيشنهاد آن حضرت را پذيرفته و بساير قبائل مدينه مباهات مىكردند .
تشريع اذان :
همين كه مسلمانان مكه بمدينه آمدند و پيمان دوستى ميانهء آنها و انصار برقرار شد تدريجا وضع دين اسلام محكم شده و دستورات دينى مانند نماز و زكات و روزه
هامش
[ ( 1 ) ] در شرح حال هاشم بن عبد مناف يكى از اجداد رسول خدا صلى اللّه عليه و آله گذشت كه او در يكى از سفرهائى كه بمدينه كرد زنى از قبيله بنى النجار بنام « سلمى » گرفت و خداوند از آن زن عبد المطلب را بهاشم مرحمت فرمود ، از اين رو قبيله بنى النجار دائيهاى رسول خدا صلى اللّه عليه و آله محسوب مىشدند .