تخطي إلى المحتوى الرئيسي

السيرة النبوية ( زندگانى محمد ص ) ( فارسي ) — صفحة 332

مساهمون:

ص٣٣٢
( 1 ) عبد اللّه جواب داد : چرا راضى هستم . و در جريان فتح مكه ابو احمد ( يكى از افراد بنى جحش ) دربارهء استرداد خانه‌هاى مزبور با رسول خدا صلى اللّه عليه و آله مذاكره كرد ولى آن حضرت جواب صريح به دو نداده و خواهرش او را مسكوت گذارد ، مسلمانان كه از جريان مطلع شدند بابو احمد گفتند رسول خدا صلى اللّه عليه و آله خوش ندارد كه شما چيزى را كه در راه خدا داده‌ايد و از آن چشم پوشى كرده‌ايد دوباره بازگشت كنيد و باموال خود ضميمه كنيد ، از اين رو ابو احمد نيز از آن صرف نظر كرده و اشعارى نيز خطاب بابو سفيان سرود [ ( 1 ) ] .

انتشار اسلام در مدينه :

يك سال از ورود رسول خدا صلى اللّه عليه و آله بمدينه گذشت در اين مدت بناى مسجد و حجرات اطراف آن بپايان رسيده ، بيشتر مردم مدينه مسلمان شده بودند و كمتر خانهء بود كه تمامى اهل آن خانه يا چند تن از آنان مسلمان نشده باشند تنها چند خانوار بنامهاى : خطمة ، واقف ، وائل ، امية ، كه از قبيله اوس بودند در حال شرك باقى مانده و اسلام اختيار نكردند .

نخستين خطبه‌اى كه رسول خدا صلى اللّه عليه و آله ايراد فرمود :

چنانچه ابو سلمه روايت كرده اولين خطبهء را كه رسول خدا صلى اللّه عليه و آله در مدينه ايراد فرمود اين بود كه پس از حمد و ثناى پروردگار متعال فرمود : اما بعد اى گروه مردم براى خود چيزى بدان جهان بفرستيد ، بدانيد كه به خدا يكى از شما بميرد و گوسفندان خويش را بىچوپان بگذارد سپس پروردگارش در حالى كه ترجمان و دربانى كه حاجب وى شود ندارد به دو گويد : مگر پيامبر من نيامد و به تو ابلاغ نكرد ، و آيا مال به تو ندادم و به تو فزونى نبخشودم پس براى خويش چه فرستادى ؟ در اين هنگام است كه براست و چپ بنگرد و چيزى نبيند بجلوى خويش بنگرد جز جهنم چيزى نبيند ، هر كه بتواند روى خويش را از آتش نگاه دارد اگر چه به نيمه خرمائى باشد چنين كند ، و اگر ( مالى چون خرما
هامش
[ ( 1 ) ] براى اطلاع از اشعار مزبور بصفحهء 500 ج 1 سيرة مراجعه شود .
السيرة النبوية ( زندگانى محمد ص ) ( فارسي ) — صفحة 332 | ابن هشام الحميري / سيد هاشم رسولي محلاتى