( 1 ) شهرها مهاجرت كردند ، دستهء كه در دين محكم ولى توانائى هجرت نيز نداشتند بناچار شكنجه و آزار مشركين را تحمل كرده و بهر نحوى كه بود بر تن خود هموار مىكردند .
همين كه طغيان و سركشى مشركان از حد گذشت ، و شكنجه و آزارشان نسبت به مسلمانان بسيار شد و انعام و اكرام خداى تعالى را باز گردانده و از قبول آن سرپيچى كردند دستور جنگ برسول خدا صلى اللّه عليه و آله رسيد ، و نخستين آيهء كه در اين باره نازل شد اين آيهء كريمة بود :
« رخصت جنگ بجنگجويان اسلام داده شد زيرا آنها از دشمن ستم كشيدند و خدا بر يارى آنها قادر است ، آن مسلمانان كه بنا حق از خانههاشان آواره شدند ( و جرمى نداشتند ) جز آنكه مىگفتند پروردگار ما خداى يكتاست و اگر خدا ( رخصت جنگ ندهد ) و دفع شر بعضى از مردم را ببرخى ديگر نكند همانا صومعهها و ديرها و مساجدى كه در آن نماز و ذكر خدا بسيار مىشود همه خراب و ويران ميشد و هر كه خدا را يارى كند البته خدا او را يارى خواهد كرد ، و خدا را منتهاى نيرومندى و توانائى است ، ( آنان كه خدا را يارى ميكنند ) آنهايى هستند كه اگر در روى زمين آنان را اقتدار دهيم نماز بر پا ميدارند و بمستحقان زكات ميدهند و امر بمعروف و نهى از منكر مىكنند ، و عاقبت كارها بدست خدا است » [ ( 1 ) ] .
يعنى جنگ را بر ايشان جايز كرديم براى آنكه بديشان ستم شده و جرم و گناهى ندارند جز اينكه خدا را بيگانگى مىپرستند و نماز بر پا داشته و زكات ميدهند و امر بمعروف و نهى از منكر مىكنند ، و مقصود از « آنها » رسول خدا صلى اللّه عليه و آله و اصحاب آن حضرت صلى اللّه عليه و آله ميباشند .
و پس از آن اين آيه نازل شد :
« و با كافران جنگ كنيد تا فتنه و فساد از روى زمين برداشته شود » [ ( 2 ) ] يعنى تا
هامش
[ ( 1 ) ] سورهء حج آيه 39 - 41 .
[ ( 2 ) ] سوره بقرة آيه 193 .