( 1 ) آن شب جوانان بنى سلمة مناة را بيرون آورده شمشير را از گردنش باز كردند و بجاى آن سگ مردهاى را با ريسمان بگردنش بستند و در مزبلهء ديگرى انداختند چون صبح شد عمرو بن جموح بدنبال بت خويش بمزبلهء هميشگى آمد و او را در آنجا نديد ، بجستجوى او بيامد تا او را در مزبلهء ديگرى بيافت كه سگ مرده بگردنش بسته و وارونه در آنجا افتاده است .
كمى در آن بت دقيق شد و از آن طرف مردمى از بنى سلمه كه مسلمان شده بودند او را در پرستش بت مزبور نكوهش كرده و باسلام دعوت كردند ، و بدين ترتيب عمرو بن جموح از آن پس مسلمان شده ايمانش بدين اسلام محكم شد . آنگاه دربارهء بت مزبور و دوران بتپرستى خود اشعار ذيل را سرود :
و اللّه لو كنت الها لم تكن * انت و كلب وسط بئر فى قرن
افّ لملقاك الها مستدن * الان فتشناك عن سوء الغبن
الحمد للّه العلى ذى المنن * الواهب الرزاق ديان الدين
هو الذى أنقذنى من قبل أن * اكون فى ظلمة قبر مرتهن
بأحمد المهدى النبى المرتهن
و ملخص ترجمه اين است كه گويد :
به خدا سوگند اگر تو خدا بودى هرگز با اين سگ مرده در يك ريسمان نبودى اكنون دانستم كه تو خدا نيستى و تا كنون از روى سفاهت و نادانى تو را پرستش كردم سپاس خداى بزرگ و بخشنده . . . و . . . را كه بوسيله پيامبر خود احمد مرا نجات بخشيد .
اسامى كسانى كه در عقبه با رسول خدا صلى اللّه عليه و آله بيعت كردند :
در خاتمهء اين بحث بد نيست اسامى هفتاد و سه نفر مردى را كه در عقبة با رسول خدا صلى اللّه عليه و آله بيعت كردند به ترتيب قبائل و تيرههاى خود ذكر كنيم [ ( 1 ) ] :
هامش
[ ( 1 ) ] ابن هشام نسب قبائل زير و همچنين نسب بيعت كنندگان را تا چند پشت ذكر كرده است هر كه خواهد به جلد اول ص 454 - 467 مراجعه كند .