( 1 ) آن روز تمامى قبيلهء بنى عبد الاشهل به پيروى از سعد مسلمان شدند و هنوز شام نشده بود كه در ميان اين قبيله مرد يا زن غير مسلمان يافت نمىشد .
شام كه شد اسعد و مصعب پيروزمندانه به خانه باز گشتند و روزهاى بعد نيز بساير محلات رفتند تا كم كم اسلام در تمام خانههاى مدينه رسوخ كرد ، و خانهء نبود كه چند تن مرد يا زن مسلمان در آنجا نباشد .
تنها چند محله بود كه اسلام در آنجا رسوخ نكرده بود ، و آنها عبارت بود از محلههاى بنى امية بن زيد ، و خطمة ، و وائل ، و واقف ، كه در اين محلات ابو قيس بن اسلت كه رئيس آنها و مردى شاعر بود - و نامش صيفى است - مانع از پذيرش آنان باسلام گشت ، و هم چنان بود تا رسول خدا صلى اللّه عليه و آله بمدينه هجرت كرد و جنگ بدر واحد و خندق نيز بگذشت ، و چون سخن مردم دربارهاش زياد شد اشعارى در اين باره گفت ، ( ولى مسلمان نشد ) [ ( 1 ) ] .
پيمان دوم عقبة :
مصعب كه موفقيت زيادى نصيبش شده بود پس از چندى به مكه باز گشت و چون موسم حج رسيد گروهى از مسلمانان نيز بهمراه كاروانهاى مدينه به شهر مكه آمدند .
كعب بن مالك كه يكى از آن مسلمانان بود گويد :
ما در آن سال بهمراه براء بن معرور كه بزرگ و رئيس ما بود بسوى مكه رهسپار شديم ، و هيچيك از ما تا بآنروز رسول خدا صلى اللّه عليه و آله را نديده بوديم ، در راه كه ميرفتيم براء بن معرور كه بتازگى مسلمان شده بود . گفت : به نظر من چيزى رسيده است كه نميدانم آيا شما هم با من موافقيد يا نه ؟
گفتيم : چيست ؟
گفت : من معتقدم كه هنگام نماز نبايد اين خانه يعنى خانه كعبه را پشت سر قرار داد و بايد نماز را بسوى كعبه خواند !
هامش
[ ( 1 ) ] براى اطلاع از متن اشعار بصفحهء 438 ج 1 سيرة مراجعه شود .