تخطي إلى المحتوى الرئيسي

السيرة النبوية ( زندگانى محمد ص ) ( فارسي ) — صفحة 119

مساهمون:

ص١١٩
( 1 ) بزيان قبيلهء كنانة است ؟ عروة گفت : اگر چه بزيان تمامى مردم هم باشد من خواهم كرد ! عروة شتران را بسوى مقصد حركت داد ، براض هم در صدد قتل عروة برآمد و در سر راه او كمين كرد تا هنگامى كه عروة به « تيمن ذى طلال » كه جائى است در بالاى نجد رسيد براض او را غافلگير كرده و با اينكه يكى از ماه‌هاى حرام بود و خونريزى را در آن ماه جايز نميدانستند او را بكشت و اشعارى نيز در اين باره گفت [ ( 1 ) ] و لبيد بن ربيعه نيز در اين باره اشعارى گفت و به همين سبب كه در ماه حرام اين قتل اتفاق افتاد آن را « فجار » ناميدند ( چون فجار از فجر و فجور و به معناى گناه است ) . اين خبر به گوش قريش كه در عكاظ بودند رسيد آنان پيش از اينكه هوازن از جريان قتل اطلاع يابند از عكاظ بسوى مكه كوچ كردند و چون هوازن مطلع شدند بدنبال آنان براى انتقام خون عروة حركت كردند و پيش از آنكه داخل در حرم ( كه جنگ را در آنجا جايز نمىدانستند ) گردند هوازن بدانها رسيدند و جنگ ميانهء هر دو دسته درگير شد و تا شب هم چنان جنگ كردند و چون شب شد قريش داخل حرم شده و هوازن نيز كه چنان ديدند از تعقيب و جنگ آنان صرف نظر كردند ، و از آن پس نيز بدنبال آن روز جنگهاى ديگرى ما بين قريش و هوازن اتفاق افتاد كه در برخى از آنها رسول خدا صلى اللّه عليه و آله نيز كه در آن وقت چهارده و يا پانزده سال از عمر شريفش گذشته بود حضور داشت كه عموهاى آن حضرت او را با خود بجنگ ميبردند ، و از خود آن حضرت روايت كنند كه فرمود : من در آن جنگها تير براى عموهايم ميآوردم ، يعنى تيرهائى كه دشمن بسوى آنان پرتاب ميكردند ولى بهدف اصابت نميكرد ، ( و يا تيرهائى كه آنان بسوى دشمن پرتاب ميكردند ) من از ميدان جمع آورى كرده ( و براى استفادهء مجدد ) آنها را براى عموهايم ميآوردم .
هامش
[ ( 1 ) ] براى اطلاع از متن اشعار بصفحهء 185 سيرة مراجعه شود .
السيرة النبوية ( زندگانى محمد ص ) ( فارسي ) — صفحة 119 | ابن هشام الحميري / سيد هاشم رسولي محلاتى