زنم نازاست مرا از نزد خود فرزندى عطا كن . ( 5 ) تا از من و از خاندان يعقوب ارث برد . پروردگارا او را پسنديده و مقبول گردان .
( 6 ) ( پس به او گفتيم ) اى زكريّا ما به تو مژدهء پسرى مىدهيم كه نامش يحيى است و از پيش ، همنامى براى وى قرار ندادهايم . ( 7 ) گفت پروردگارا چگونه مرا پسرى باشد بااينكه همسرم نازاست و خودم از پيرى به فرسودگى رسيدهام ؟ ( 8 ) گفت : پروردگار تو چنين است و او فرموده كه اين كار بر من آسان است از پيش ، تو را كه چيزى نبودى خلق كردم . ( 9 ) گفت : پروردگارا براى من علامتى قرار ده . گفت :
نشانهات اين باشد كه سه شبانه روز ، نمىتوانى با مردم سخن گويى ( جز با رمز و اشاره ) . ( 10 ) پس از عبادتگاه نزد قوم خود رفت و با اشاره به آنان دستور داد كه صبح و شام خدا را تسبيح گوييد . ( 11 ) ( ما گفتيم ) اى يحيى اين كتاب را به جدّ و جهد تمام بگير و در طفوليت و كودكى
القرآن الكريم ( ترجمه قرآن با الهام از نظريات علامه طباطبائى ) ( فارسى ) — صفحة 491
مساهمون: كتاب الله تبارك وتعالى
ص٤٩١