هشتمى آنها سگشان بود . بگو پروردگارم شمار آنها را بهتر مىداند و جز اندكى شمارهء ايشان را ندانند در مورد آنها جز به صورت ظاهر بحث مكن و دربارهء ايشان از هيچ يك از اهل كتاب نظر مخواه . ( 22 ) دربارهء هيچچيز مگو كه فردا چنين كنم .
( 23 ) مگر آنكه خدا بخواهد و چون دچار فراموشى شدى پروردگارت را ياد كن و بگو شايد خداى من مرا به حقايقى بهتر از اين داستان هدايت فرمايد . » ( پروردگارم مرا به چيزى كه به درستى نزديكتر از اين باشد هدايت كند . ) ( 24 ) در غارشان سيصد سال بسر بردند و نه سال بر آن افزودند . ( 25 ) بگو خدا بهتر مىداند چه مدّت بسر بردند و دانستن غيب آسمانها و زمين مخصوص اوست چه او بينا و شنوا است جز او دوستى ندارند و هيچكس را در فرمان دادن خود شريك نمىكنند . ( 26 ) از كتاب پروردگارت آنچه را كه به تو وحى شده بخوان ، كلمات وى تغييرپذير نيست و هرگز جز او پناهگاهى نخواهى يافت . ( 27 ) با كسانى كه
القرآن الكريم ( ترجمه قرآن با الهام از نظريات علامه طباطبائى ) ( فارسى ) — صفحة 476
مساهمون: كتاب الله تبارك وتعالى
ص٤٧٦