و لباسهاى سبز حرير و ديبا ، پوشند و بر تختها تكيه زنند ( كه آن بهشت ) اجرى نيكو و آرامگاهى خوش است . ( 31 ) براى ايشان دو مرد را مثل بزن كه به يكى از آنها دو باغ انگور داديم و اطراف آن را با نخلهاى خرما پوشانديم و ميان آنها كشتزار را قرار داديم . ( 32 ) هر دو باغ ، ميوهء خويش را مىداد و به هيچ وجه كم نمىشد و ميان باغها نهرى را روان ساختيم . ( 33 ) و براى او ميوههاى فراوان بود . پس به رفيق خود كه با وى گفتگو مىكرد گفت :
من از تو مال بيشترى دارم و از نظر افراد از تو نيرومندترم . ( 34 ) و درحالىكه به خود ستم كرده بود داخل باغ خود شد و گفت گمان ندارم كه هيچ وقت اين باغ نابود شود . ( 35 ) گمان ندارم رستاخيز برپا شود و اگر مرا بسوى پروردگار برند بيقين در آنجا نيز بهتر از اين خواهم يافت . ( 36 ) رفيقش كه با او گفتگو مىكرد گفت :
القرآن الكريم ( ترجمه قرآن با الهام از نظريات علامه طباطبائى ) ( فارسى ) — صفحة 478
مساهمون: كتاب الله تبارك وتعالى
ص٤٧٨