تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طبقات الأطباء والحكماء ( فارسى ) — صفحة 271

مساهمون:

ص٢٧١
آن مردم را از دم تيغ بىدريغ بگذرانم . استاد را در اين كار چه رأى است ؟ و ارسطوطاليس در پاسخ اسكندر چنين نوشت : اى اسكندر ؟ اگر تو انديشهء كشتن مردمان سرزمين پارس را دارى ، اين كارى است كه مىتوانى بكنى ، اما بدان كه نمىتوانى كشور پارس را كه چنين مردمان را در دامان خود مىپروراند بكشى ؟ و هرگز نمىتوانى آب و هواى سرزمين پارس را كه چنان مردمان را ببار مىآورد دگرگون سازى ؟ پس چاره جز آن نيست كه به مهربانى و نيكوكارى بر مردم پارس فرمانروائى بكنى ، و اگر چنين كنى ، دلهاى مردم پارس را بدست آورده و آن مردمان را دوستدار خود سازى ، و پادشاهى تو بر آن كشور پاينده‌تر خواهد بود .

ص 140 سطر 1 - 6 يوحنا بن البطريق 1

: مترجم كتاب : « السياسة » ارسطوطاليس در مقدمهء ترجمه آن كتاب دربارهء ارسطوطاليس و مقامات فلسفى و روحانى وى مىگويد : « . . . و قداتى فى التاريخ اليونانى : ان اللّه اوحى اليه انى ان اسميك ملكا اقرب ان اسميك انسانا » 2 . ترجمه : « . . . و در تاريخ يونان آمده است : خداوند بر او وحى فرستاد ، هرآينه اگر تو را فرشته بنامم براستى نزديك‌تر است ، تا تو را يك انسان بدانم »
شرح
( 1 ) - براى تاريخچه زندگانى ابن البطريق و چگونگى ترجمه كتاب السياسه به صفحات 87 و 140 اين كتاب مراجعه فرمايند . ( 2 ) - مقدمه كتاب السياسه - نسخهء مخطوطه كتابخانه ملى ملك - تهران .