53 - ابو عبد الملك الثقفى 1
از پزشكان خاص المستنصر باللّه بود ، در طبابت نادرههائى دارد ، المستنصر باللّه و الناصر او را در رأس خزانهء اسلحه ( زرادخانه ) دولت خويش قرار داده بودند ، در اواخر عمر بواسطه آبى كه در چشمانش فرود آمد نابينا گرديد ، مردى اديب و عالم بود ، كتاب اقليدس و فن مساحت را مىدانست ، و او مردى بود از يك پاى لنگ ، چون بر خوان مىنشست در خوردن جانب پاكيزگى و نظافت را رعايت نمىكرد .
خودش از روزگار گذشته و آغاز كارش براى من چنين گفت : من بر دست نجم ميرشكار 2 ( صاحب البيازة ) روى كار آمدم ، و در بخت بر روى من گشاده گشت ، زندگانى من فراخ گرديد ، تا آنجا كه در هر روز عيد بيست سر قوچ ( گوسپند نر ) و يكصد ماگيان و مرغابى و ديگر نعمتهائى كه بشمار نمىآيد در نزد من فراهم مىآمد .
در پايان زندگانى به بيمارى اسهال دچار شده رخت بديگر سراى كشيد .
شرح
( 1 ) - در طبقات الامم صاعد اندلسى ص 80 ترجمهء احوال او باختصار آمده است . و در العيون 2 : 46 نقلا از ابن جلجل و به عين عبارات او با اندكى تاخير و تقديم در عبارات نيز ذكر شده ، اما وى تمامى ترجمهء ابن جلجل را نقل نكرده است
( 2 ) - به ص 194 نگاه كنيد .