تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طبقات الأطباء والحكماء ( فارسى ) — صفحة 175

مساهمون:

ص١٧٥

36 - جواد الطبيب النصرانى 1

وى در روزگار فرمانروائى ( 1 ) مير محمد 2 مىزيسته است ، چند داروى مخصوص داشته كه از ساخته‌هاى خود او و منسوب بنام او مىباشد مانند : « لعوق جواد » 3 و « داروى الراهب » ، و « بسونات جواد » 4 ، و حمدين نيز بسون مشهورى داشته كه به او انتساب دارد ، و هر خوراك از بسون حمدين از يك‌صد و يك دارو تركيب مىگرديده و همهء داروهاى آن گياهى و رستنى مىباشد . 5
شرح
( 1 ) - ترجمهء جواد الطبيب نصرانى جز در كتاب العيون 2 : 41 آن هم نقلا و به عين عبارات ابن جلجل ، و در كتاب ( نزهة العيون ورق 121 ب ) در مصادر ديگر مذكور نيست ، وى در روزگار فرمانروائى الامير محمد بن عبد الرحمن در سرزمين اندلس بسال ( 238 - 273 ه ) مىزيسته است ( 2 ) - در العيون محمد بن عبد الرحمن الاوسط و او امير محمد بن عبد الرحمن مىباشد كه از سال 238 تا سال 273 ه در اندلس فرمانروائى كرده است ( 3 ) - لعوق : داروئى است كه از چندين داروى گوناگون برحسب احتياج تركيب مىگرديده و با شكر يا عسل و جز آن مىآميخته‌اند . كلمهء لعوق در قرون وسطى ميان اطباء مشهور بوده و بصورة( Look )وارد زبانهاى اروپائى گرديده است . ( 4 ) - در العيون : « و الشرابات و السفوفات » صاحب كتاب العيون كلمهء البسونات را چون معروف نبوده آن را به سفوفات تحريف كرده است و « بسون » زهرى است كه از چند دارو تركيب مىگرديده و بنامهاى گوناگون بحسب سازنده و بنام سازنده آن ناميده مىشود مانند : بسون جواد ، و بسون حمدون كه در متن آمده است - دوزى در تكملهء قواميس خود 1 : 87 آن را نقلا از كتاب ابن القوطية ( فى تاريخ افتتاح الاندلس ) نقل كرده است كلمهء : « بسون » در فرهنگهاى عربى نوشته نشده ، شايد اين كلمه از ريشهء كلمهء اسپانيولى « بشيون »( Poison )كه بمعنى نوشابه يا نوشيدنى است ، و در زبان فرانسه( Poison )بمعنى زهر ( سم ) مىباشد آمده . و نيز بكتابP . 462 ( Simonet )رجوع شود ( 5 ) - در متن عربى : « وبسون حمدين مائة عقير و عقير ، كلها شجاربة » يعنى : « وبسون حمدين يك‌صد و يك دارو است ، و همهء داروهاى آن گياهى است » و العقير : الشجر ، و العقار : ما يتداوى به من النبات ، او الدواء مطلقا و الجمع : عقاقير و « شجارية » يعنى داروهاى گياهى .
طبقات الأطباء والحكماء ( فارسى ) — صفحة 175 | سليمان بن حسان الأندلسي ( ابن جلجل ) / سيد محمد كاظم امام